ايرج افشار
39
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
و هم درين وقت شاه دينپناه فرمان داد كه پيادهء بسيار از ديار عراق و آذربايجان و ساير محال جمعيت نموده با جمعى از امراء كشورگشا در ركاب سلطان مصطفى ميرزا به دفع و رفع [ 21 الف ] شوكت خان احمد خان قيام و اقدام نمايند . خان احمد مذكور چون از حقيقت فرمان شاه دينپناه و كيفيت كميّت سپاه ظفر دستگاه آگاه شد طاقت مقاومت به خود نديده خايف و هراسان خود را با جمعى از تبعه و لحقه به جبال اشكور كشيد و در قلهء آنچنان كوهى كه منحصر بود به يك راه متحصن شد . رهى همچو سوداى عاشق دراز * چو دور فلك پرنشيب و فراز غازيان شير شكار حسب الاشارهء شاهزادهء كامكار قدم در چنان راهى كه باد صبا را در آن راه مداخلت نبود و چون ابروى مهرويان پرپيچوخم مىنمود گذاشتند . در اثناى راه به ملك اويس رستمدارى كه داماد خان احمد خان بود دست يافته اموال و اسباب او را متصرف شدند و لشكريان به مشقت تمام و محنت فوق حدّ الكلام از آن راه كه پياده به دشوارى تردد مىنمود عبور كرده در دامان آن كوهى كه بر بالاى آن كوه بود فرود آمد . و چون مدت سه ماه كار محاصره امتداد يافت شاه دينپناه الله قلى بيك ايچيك اغلى را با هزار سوار جرّار از راه غيرمتعارف به اشكور فرستاد . در آنوقت آفتاب در سوم درجهء جدى بود . غازيان مذكور به مشقت بسيار از مضايق سخت و جنگلهاى پردرخت گذر كرده حسام بيك قرامانلو كه از ابطال رجال عسكر همايون بود با هيجدهنفر ديگر كه هريك شير بيشهء روزگار بودند بىخبر بر سر خان احمد خان ريخته از قتل و غارت دست جلادت از آستين تهور برآوردند . آن غافل نادان از بيم جان در گوشهء طويله پنهان شده بعد از تفحص بسيار خدمتش را دستگير كرده نزد الله قلى بيك استاجلو آوردند . امراء عظام و غازيان كرام اسباب و اموال او را فراهم آورده با خان احمد به درگاه عرش اشتباه ارسال داشتند . روز سهشنبه ششم شهر رجب خان احمد مذكور را به نظر فرخندهفر شاه دينپناه رسانيدند و حسب الفرمان در قلعهء قهقهه محبوس شد . مدت سلطنت خان احمد مذكور در بيه پيش لغايت حال سى سال و در هنگام حبس اين رباعى را گفته به خدمت شاه دين پناه فرستاد . از گردش چرخ واژگون مىگريم * از جور زمانه بين كه چون مىگريم