ايرج افشار
40
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
با قد خميده چون صراحى شبوروز * در قهقههام وليك خون مىگريم حضرت شاه دينپناه اين رباعى را در جواب گفته به مومى اليه روانه نمود . آن روز كه كه كارت همگى قهقهه بود * با راى تو راى سلطنت صد مهه بود [ 21 ب ] امروز بدين گريه و اندوه بساز * كان قهقهه را نتيجه اين قهقهه بود بعد از سپرى شدن مقدمهء خان احمد حكومت بلاد گيلانات به الله قلى بيك استاجلو و سكندر بيك افشار و حمزه بيك طالش مكرمت و عنايت شد . و در سنهء 980 - آتشى در جانب قطب شمالى ظاهر شده مدت نه ماه امتداد يافته غايب شد . و هم درين سال به امر قادر ذو الجلال در ولايت قاين چيزى شبيه به گندم از آسمان مانند قطرات باران فرو باريد چنانكه اكثر مردم از آن نان پختند . و در سنهء 981 - وقايع عظمى آنكه در اواخر اين سال مرض طاعون در ولايت تبريز بههم رسيده قريب به سى هزار نفر سالك طريق فنا گرديدند . و در سنهء 982 - لوند ابن گرگين والى گرجستان وفات يافته كيخسرو برادرش بهجاى او فرمانروائى آن ديار اختيار نمود . و هم درين سال سلطان سليم بن سلطان سليمان خواندگار در ششم شهر رمضان سراپردهء حيات به صحراى ممات بيرون زد و سلطان مراد ولد او به جايش بر تخت سلطنت بلاد روم نشسته ، تمامى برادران را به چاه ويل نيستى فرستاد . مدت سلطنت او در بلاد روم هشت سال است . و هم درين اوان اعظم الشعراء بلاد ايران ميرزا قاسم گونابادى به عالم بقا رحلت نمود . مرحوم مشار اليه وقايع زمان شاه دينپناه را در بحر شاهنامهء حكيم فردوسى به رشتهء نظم كشيده . مشهور است كه در حين ارتحال اين بيت را گفته عالم فانى را بدرود نمود . بريدم زبان طمع ، خامه را * كه خاصيت اين است شهنامه را و در سنهء 983 - حاجم محمد خان والى خوارزم ولد خود محمد قلى سلطان را با پيشكش بسيار به درگاه معلى فرستاد و در قرب حضرت پادشاهى احترام تمام يافت .