ايرج افشار

38

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

كوتاه انديشه كه طبع لئيم پيشه‌اش به فتانت رغبت تمام داشت فرستاد تا التهاب آتش تفنن او را به زلال [ 20 ب ] موعظه و نصيحت منتفى سازد و به شرايط استمالت و استظهار او پردازد . خان احمد خان بعد از ادراك ملاقات و اصغاء كلمات خيرآيات به عذرهاى مختلف متمسك گشته كور حسن از آن‌جا مراجعت نموده مخالفت او را معروض داشت . على هذا پادشاه بهرام قهر ، ساسان حاكم گسكر را به حرب خان احمد خان فرستادند . چون عساكر فيروزى مآثر به حوالى جيلان رسيدند خان احمد مذكور سپهسالار سعيد را به جنگ ساسان مقرر داشت . فيما بين اين دو لشكر حربى در نهايت صعوبت دست داده و سپهسالار سعيد در دست ملازمان امير ساسان حاكم به استقلال گسكر به قتل رسيد و لشكر او اكثر طعمهء شمشير غازيان جان‌فشان گرديد و بقية السيف كه به صد مكر و حيل از معركهء كارزار بيرون رفته بودند در بيشه‌هاى جيلان متوارى شدند و امير ساسان به فتح و فيروزى مراجعت نموده حقيقت را به خدمت اولياى دولت قاهره عرضه داشت كرد و به نوازشات پادشاهانه سرافرازى يافت . و درهم درين ولا شاه دين‌پناه صدر الدين خان صفوى را به جانب ولايت رشت به جنگ كيا رستم حاكم آن ديار كه خود را در شمار رستم و اسفنديار روزگار مىدانست با لشكر بىشمار نامزد فرمودند . بعد از تلاقى فريقين در حينى كه آتش قتال اشتعال يافته بود به مدد الطاف جناب لايزال و به يمن اقبال پادشاه ظفر همال كيا رستم نامدار به دست ملازمان صدر الدين خان شير شكار گرفتار شد . در همان روز فيروز صدر الدين خان صفوى مومى اليه را به سلاسل و اغلال گران مقيد ساخته به درگاه عالم‌پناه گسيل فرمود . بعد از وقوع اين واقعه شهريار ظفرشعار جمشيد خان را كه نسبت قرابت خدمت بدان حضرت داشت به سلطنت رشت سرافراز ساخته با طبل و نقاره و علم و خيل و حشم بدان صوب ارسال داشت . به طبل و علم سرفرازيش داد * ز خلق جهان بىنيازيش داد مى سلطنت ريخت در جام او * برآمد به چرخ برين نام او جمشيد خان مذكور به عظمت بيشتر از پيشتر در ملك بيه پس بر مسند حكومت نشسته به تحصيل دعاى خير كوشيدن گرفت .