ايرج افشار
30
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
شدند . اولا حسب الامر الاعلى بهرام ميرزا و سام ميرزا به اتفاق قاضى جهان به استقبال رفتند [ 16 ب ] و بعد از آن امراء عظام و وزراء عالىمقام و خواص سپاه قزلباش استقبال نمودند و چون به نزديكى كرياس گردون اساس رسيد عنان بارگى كشيده فرود آمدند . نواب اشرف از خرگاه خاص بيرون آمده تا كنار فرش ساحت سرير اعلى استقبال كرده بدان حضرت مصافحه و معانقه نمودند و دست او را به دست مبارك گرفته به خرگاه درآوردند و دلجوئى بسيار و پرسشهاى دوستانه و مهربانيهاى يارانه فرموده ، هر روز به جهت نشاط خاطر او بزم تازه ترتيب داده ، گرميهاى بىاندازه مىفرمودند و آن مجلس عالى را كه قران نيرين دست داده بود و هردو پادشاه ذىجاه جا بر يك مسند قرار گرفته بودند ميرزا قاسم جنابدى بدين طريق به نظم درآورده : نشسته به يكجا دو مالك رقاب * قران كرده باهم مه و آفتاب دو صاحبقران در يكى بزمگاه * قرين گشته باهم چو خورشيد و ماه دو نور بصر چشم اقبال را * دو عيد مبارك مه و سال را دو چشم جهانى بههم همعنان * بههم چون دو ابرو تواضع كنان دو والاگهر را يكى درج جاى * دو سعد فلك را يكى برج جاى و در مجلس آخر طومار اسامى امراء عظام [ را ] كه دوازده هزار نفر دو اسبه مكمّل يراق بودند كه در موكب عالى شاهزادهء كامكار محمد مراد ميرزا در ركاب همايون متوجه سفر شوند به نظر آن حضرت درآوردند و حضرت شاه به نفس نفيس خود به جميع مهمّات سركار آن حضرت و ضروريّات سفر او پرداختند و در اندك روز به انجام رسانيدند و با امرا و ملازمان ركاب عالى همايون نيز على قدر مراتبهم جداجدا انعامات فرموده از همهچيز تفقدات و تلطفات به ظهور آوردند . و مقرر شد كه امرا و لشكريان متوجه سرانجام ضروريّات سفر شاه شده در فراه خراسان به موكب همايون ملحق گردند و آن حضرت ارادههء به دار السلطنهء تبريز و مشاهدهء بند ميرزا ميرانشاه جدّ آن حضرت كه بر رودخانهء مهران رود بسته و طواف روضهء مقدس حضرت سلطان الاوليا كرده از اردوى معلّى متوجه آنجا گرديد و از آنجا مرتبهء ديگر به چمن مشايخ كه محل نزول اردوى گردون شكوه بود آمده با حضرت شاه جمجاه جنت بارگاه عهد ملاقات تازه كرده وداع فرمودند . و حضرت