ايرج افشار

21

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

سبب منازعه آن‌كه ميانهء حضرت گيتىپناه و سلطان بايزيد خواندگار روم طريق محبت و دوستى مسلوك بود و سلطان سليم با پدر مخالفت نموده به اغواى ينكچريان پدر را معزول و بىاختيار كرده خود پادشاه شد و توقع پرسشى كه از حضرت شاه داشت به فعل نيامد . بنابراين لشكر بر سر علاء الدوله فرستاده او را به قتل آورده الكاء او را متصرف شدند و به اغواى سلطان مراد روميه دست‌درازى به ولايت ديگر مىنمودند . خان محمد كه در دياربكر بود از فتوحات كه او را دست داده بود مغرور گشته به سلطان سليم مكاتبات نالايق نوشته . اين نيز باعث عداوت [ 12 ب ] كلى گرديده با يكصد هزار سوار ينكچرى عزيمت آذربايجان نموده آمدن خود را اعلام كرده . شاه دين‌پناه نيز جواب نوشته از غايت غيرت مقيّد به جمعيت نشده با لشكرى كه در موكب همايون آماده بودند كه زياده از بيست هزار كس نمىشدند به مقاتلهء او رفتند . درين ما بين سلطان مراد رومى به اجل طبعى « 1 » فوت شد و چون سپاه قزلباش در صحراى چالدران به لشكر روميه رسيدند در برابر يكصد سوار و دوازده هزار ينكچرى صف سپاه آراستند و خان محمد با لشكر دياربكر آمده ملحق گرديدند و مشار اليه در جنگ صلاح صف نمىديد و دورمش خان شاملو جانب نقيض گرفت . القصه از طرفين مستعد محاربه شده . . . . « 2 » قورچىباشى با جمعى دلاوران چرچى شد . در دست راست دورميش خان و خليل سلطان ذوالقدر و حسين بيك لله و نور على خليفه روملو و خلفابيك ، در دست چپ خان محمد و خانان ديگر با لشكر دياربكر قرار گرفتند . مقرر شد كه سيد محمد كمونه و مير عبد الباقى و مير سيد شريف در بيت بوده باشند و حضرت شاه با فوجى از قورچيان طرح شدند . مجملا كار قتال بالا گرفت و از جانبين كار به جائى رسيد كه قلم از عهدهء تحرير بيان او برنتواند آمد « 3 » و حضرت شاه با تيغ آتشبار در آن معركه كارزارى مىنمود كه احسن از دوست و دشمن بىاختيار برمىآمد . و در اثناى كرّوفرّ با تيغ نصرت اثر به ملغوچ اغلى « 4 » رسيد كه در عين لاف‌زدن و خودستائى بود . چون چشم ملغوچ‌اغلى بدان حضرت افتاد از غايت دهشت و صلابت شاهى دست‌وپا گم كرده فرصت مدافعه نيافت . خواست كه از پيش به در

--> ( 1 ) . كذا ، به‌جاى طبيعى . ( 2 ) . جاى سه چهار كلمه سفيد مانده است . ( 3 ) . اصل : تواند ( 4 ) . اصل : بالغوج‌اغلى