ايرج افشار

16

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

و در هنگام توجه رايات بدان صوب به اتفاق حاكم بغداد به حلب گريخت و از آن‌جا نزد علاء الدّوله ذوالقدر رفته داماد شد . [ 10 الف ] و در سنهء 920 - عشرين و تسعمايه كه ميانهء سلطان سليم و حضرت شاه در چالدران جنگ بود او با هشت هزار كس به دياربكر آمد . قراچه سلطان حاكم آن‌جا با هشتصد كس به دفع او شتافته سلطان مراد مغلوب گشت و در آن معركه كشته گرديد . قراچه سلطان انگشترى او را جهت نشانه به خدمت شاه فرستاد و قودورميش سلطان لقب يافت . حضرت شاه روزى چند [ را ] در شيراز گذرانيده ، ممالك فارس و كرمان و خوزستان ضميمهء ممالك محروسه گرديد و از آن‌جا به جانب عراق عود فرمود . در سال چهارم جلوس چون امير حسين كياى چلاوى به اغواى تركمانان عصيان به ظهور آورده دست درازى به الكاء همايون مىنمودند بعد از رجعت متوجه تنبيه او گشته اول قلعهء فيروزكوه و گلخندان را فتح نموده او را در قلعهء استا « 1 » محاصره نمود . بعد از يك ماه فتح آن قلعه شد و قريب به سه‌هزار نفر تركمانان و چلاويان را به قتل آوردند و امير حسين كيا را در قفس آهنين كرده به آتش قهر سوخت . و چون سال پنجم محمد كره نيز كه در يزد و ابرقوه حكم و عصيان ورزيده بود حضرت شاه متوجه صوب يزد شدند . در عرض چهل روز شهر و ارگ را گرفته رئيس محمد را نيز چندگاه در قفس آهنين محبوس كرده بالاخره به آتش قهرمانى سوخته گرديد . درين سال طايفهء جغتاى از راه بيابان ايلغار كرده كرمان را تاخت نمودند . حضرت شاه به جانب طبس ايلغار كرده تا موازى هفت هزار كس از ايل جغتا و غيرهم قتل شدند . و در همين سال ايلچيان سخندان از جانب پادشاهان اطراف و اكناف به جهت تهنيت و مباركباد آمدند . از جانب سلطان حسين ميرزا عذرخواهيها به ظهور آمد و بالاخره فيما بين طريقهء فرزندى استحكام يافت . از سلطان بايزيد « 2 » خواندگار نيز تواضعات دوستانه به ظهور رسيد . . . « 3 »

--> ( 1 ) . اصل : استاروا ( 2 ) . اصل : بارند ( 3 ) . جاى پنج شش كلمه سفيدست .