ايرج افشار

17

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

علاء الدوله ولد ملك ناصر است كه والى مرعش « 1 » و آن حدود بود و هشتاد هزار خانه داشت و مرد مكار حيله‌ور بود و درميان دو پادشاه بزرگ كه خواندگار روم و پادشاه مصر و شام بود نشسته با هركدام اظهار دوستى او و دشمنى ديگرى مىكرد و از هردو به رسم تكليف باج مىگرفت ، آخر الامر با سلطان مراد وصلت كرده و با حضرت شاه مخالفت مىورزيد . و در سنهء 913 - ثلث عشر و تسعمايه كه سال هشتم [ 10 ب ] جلوس بود رايات جلال متوجه تنبيه او گشت . چون به البستان « 2 » رسيدند او خود را به كوه درنا كشيد و چنانچه هر روز در گريوه‌اى از كوه درنا در برابر سپاه منصور قزلباش صف قتال آراسته تا هنگام شام به ضرب تيغ خون‌آشام مقاتله و مجادله وقوع مىيافت ، تا آخر الامر آن نهنگ درياى قهرمانى خود يراق جنگ پوشيده همت بر دفع گروه ديوسار ذوالقدر مصروف داشته تا آخر روز آن طايفه با غازيان مقاومت نموده دست از جنگ برنمىداشتند . در آخر روز از مقاومت عاجز گشته روى به وادى فرار آوردند و علاء الدوله به جاهاى سخت پناه برده بسيارى از طايفهء ذوالقدر درين معارك به قتل آمدند . در جنگ اول حسين‌بيك لله و جمع امرا كه مقدمة الجيش بودند در كنار آب جهان غالب آمده حسين بيك را از اسب پياده ساختند . خليل آقا نام ملازمش پياده شده اسب كشيده و او را سوار كرده او به در رفت و خليل آقا با سيصدكس در آن جنگ كشته شدند . القصه علاء الدوله خود را از چنگال شيران بيشهء هيجا خلاص كرده به در رفت و حضرت شاه و الا جاه عود نموده در خوى قشلاق كردند و حكومت دياربكر به خان محمد استاجلو شفقت شد . . . « 3 » سفر بغداد و فتح عراق عرب در سال نهم جلوس هميون مطابق سنهء اربع و عشر و تسعمايه - شاه غفران سپاه متوجه عراق عرب شدند . حسين بيك لله را پيشتر فرستاده باريك پرناك كه حاكم آن‌جا بود به سلوك طريق اطاعت دعوت نمود . او اولا به تحريك سيد محمد كمونه نقيب الاشراف نجف اشرف قبول اطاعت نموده خلعت شاهى پوشيده ، ثانيا پشيمان شده سيد محمد را گرفته در چاه محبوس ساخت و تاج شاهى از سر انداخته به ترتيب قلعه‌دارى پرداخت و چون

--> ( 1 ) . اصل : مرغش . ( 2 ) . اصل : المستان . ( 3 ) جاى چهار پنج كلمه سفيدست .