ايرج افشار

15

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

حضرت در تبريز بر تخت سلطنت نشسته خطبهء اثنا عشر به نام نامى او خوانده شد و سكهء « لا إله الّا الله محمدا رسول اللّه عليا ولى اللّه » و اسم سامى آن حضرت بر درهم و دنانير نقش شد . و بىملاحظه حكم فرمودند كه خطبا در منابر زبان به طعن معاندان « شاه مردان » كه تا غايت به طريق اعلان به زبان احدى نگذشته [ 9 ب ] و هيچ گوشى از معاندان نشنيده بود كشانيد و شعار مذهب حق شايع گشته احدى را مجال چون و چرا نشد . در سال دويم جلوس همايون كه آن حضرت به جانب ترجان رفته بود الوند ميرزا بار دگر به تبريز آمده زحمت بسيار به اهالى تبريز رسانيده ، اما از آوازهء مراجعت آن حضرت تاب توقف نياورده به همدان رفت و از آن‌جا به بغداد گريخت و ديگر روى دولت نديده در حدود دياربكر رخت هستى به باد فنا داد . بقيهء طوايف تركمان به سلطان مراد بن يعقوب كه فرمانفرماى عراقين و فارس و كرمان بود پيوستند . در آلمه بلاغى همدان كيفيت واقعه بر سبيل اجمال آن‌كه سلطان مراد در شيراز لواى سلطنت افراخت . از آوازهء خروج شاه و صولت لشكر قزلباش تزلزل به قوايم دولتش راه يافته در علاج اين واقعه متفكر و متردد خاطر بود و به اين اضطرار موازى هفتاد هزار سپاه تركمان بر سر او جمعيت نمود . در بهار مطابق سنهء ثمان و تسعمايه كه موافق سال سوم جلوس باشد خبر نهضت سلطان مراد به عرض حضرت شاه رسيد . با دو هزار نفر از طبقهء صوفيه متوجه دفع سلطان مراد شد و در آلمه بلاغى همدان فريقين را ملاقات دست داده سلطان مراد كه سيصد عراده همراه داشت در پيش صف كشيد . معركهء قتال از جانبين آراسته گرديد . لشكر تركمان را از حملات و صدمات متواتر سپاه منصور پاى ثبات سست گشته باوجود كثرت و استعداد آلات شكست عظيم خورده گوزل احمد بايندر كه امير الامرا بود با ده هزار كس كشته گشت و سلطان مراد به جانب شيراز گريخت و تمامت ملك عراق به حيطهء تصرف درآمده غنيمت بىشمار به دست سپاه قزلباش درآمد . طوايف تركمان پراكنده شده اكثرى به جبال فيروزكوه و دماوند به اميركيا حسين چلاوىپناه جستند و حضرت شاه به تعاقب متوجه شيراز شد و سلطان مراد به مجرّد استماع به طرف حويزه و شوشتر رفت و از آن‌جا عازم بغداد شده به حاكم عراق عرب پيوست .