ايرج افشار

12

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

سلطان شاه فيروز است . آن حضرت به نيّت غزا و جهاد نصاراى ارمنيه به بلاد ارمن از شيراز آمدند . اقامت آن حدود او را خوش‌آمد . در موضع رنگين بيشه كنار رحل اقامت انداختند و در آن‌جا به عبادت حق عزّ و علا و شريعت غرّا قيام داشتند . در وقت ارتحال فرزند ارشدش . . . « 1 » قايم مقام گشت . او از موضع رنگين به قريهء اسفرنجان از توابع اردبيل مسكن اختيار نمود . صاحب مواشى و اغنام بىشمار بود . چون او را ارتحال رسيد سيد محمد حافظ قايم‌مقام گرديد . از غرابت حالات او آن‌كه در سن هفت سالگى از در خانهء پدر غايب شد . هرچند جست‌جو نمودند اثرى ظاهر نشد . لهذا به تعزيه‌اش پرداختند . بعد از هفت سال در خانهء پدر بزرگوار حاضر شد . جامهء عنابى دربر و دستار سفيدى بر سر . مصحفى حمايل كرده زبان الهام بيانش به تلاوت كلام علام مشغول بود . چشم منتسبان به ديدار شريفش روشنى يافته آن ماتم به سور تبديل يافت . چنان به وضوح پيوست كه جمعى از جنيان مؤمن او را به ميان خود برده در مدت مذكور به حفظ كلام الله و تعليم شرايع اشتغال داشت . بنابرآن به سيد محمد حافظ معروف گشت . بعد از ارتحال او صلاح الدين رشيد ولد او جانشين گرديد . در اسفرنجان گنجايش مواشى و اغنام او و اتباع نياورده چون مردم كلخواران [ را ] ارادتى به آن حضرت بود حسب الخواهش مردم آن‌جا به كلخواران نقل نمود و در آن‌جا روزنامچهء عمرش به آخر رسيد . در بدايت نزول اتباع و اصحاب خود را به عمارت و زراعت امر كرد و به همان اوقات گذرانيدند . چون هنگام رسيد . . . « 2 » خلف خود را قايم‌مقام گردانيد . او به دستور در كلخواران اقامت داشت و در زمان آن حضرت لشكر گرجى به تاخت آن ولايت آمده متعرض اهل اسلام مىشد جناب سيادت انتساب جهت حفظ حال خود به شهر تشريف آورده در گوشه‌اى مختفى گشت . اتفاقا از ناوران گرجى به شهر ريخته دست به قتل و غارت برآوردند . شب يكى از كفرهء گرجى به آن حضرت دوچار شده زخمى منكر بر گردن

--> - ذات پسنديده صفات وجود شريف سلطان سرير هدايت . . . شيخ صفى الدين اسحاق قدس سرّه به عرصهء ظهور آمد . ( 1 ) . جاى سه چهار كلمه سفيدست . ( 2 ) . جاى دو سه كلمه سفيدست .