ايرج افشار

13

دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )

ايشان زده درميان كشتگان انداخت . از قضا شريان بريده نشده بود . شب يكى از مسلمانان به سر وقتش رسيده ديد حياتش باقى است ، او را برداشته به وثاق شريفش رسانيد . بعد از چندگاه زخم اندمال يافته صحيح و سالم گشت و بعد از اين واقعه مدت ديگر در حيات بود ، و ادراك زمان [ 8 ب ] ولادت با سعادتش در روز سه‌شنبه بيست و سوم شهر رجب سنهء اثنى و تسعين و ثمانمايه وقوع يافت و در شش سالگى از جانب برادر خازن « جواهر ارشاد » كه آن مذهب حق ائمهء اثنا عشر است گرديد و چون زمان تقيّه بود از عهد شيخ صفى الدين تا زمان حضرت بر سبيل اخفا به يكديگر مىسپردند . [ روزگار شاه اسمعيل ] و چون آن حضرت از گيلان خروج نمود علانيه اظهار نمود و به انتشار آن مذهب كه در عرض نهصد سال در پردهء خفا بود و هيچ پادشاه ذى شوكت شايع نتوانست ساخت مبادرت جست ، و در آن هنگام موازى يكهزار و پانصد نفر برگرد آن حضرت جمع آمده بودند . بناء عليه به دار الارشاد جهت استمداد تشريف برده به شرف زيارت سلطان الاوليا مشرّف گشته از ممرّ قلت سپاه و رهگذر ممانعت سلطانعلى بيك چاكرلو كه از جانب ميرزا الوند حاكم آن‌جا بود صلاح در توقف نديده به ميانهء طوالش رفت و ميرزا محمد طالش متكفل خدمت شد و در آن‌جا به سلطان حسين بارانى كه خود را از نباير جهانشاه مىشمرد ملاقات نمود . چون آثار غدر ازو مشاهده شد ازو جدا گرديده به چخور سعد تشريف بردند و از آن‌جا روانهء آذربايجان گشته در خانهء بابا سليمان چاوشلو نزول فرمودند و در آن مكان معظم امراء صوفيّه حسن بيك شاملو مشهور به لله و ابدال بيك ذوالقدر و خلفا بيك طالش و بيرام بيك قرامانلو و اصل خدمت ، و صوفيان قراچه داغ و ايواغلى و غيرهم و عبدى بيك شاملو با سيصد نفر و محمدى بيك استجلو با دويست نفر و گروهى از صوفيان روملو و تكلّو و ذو القدر و افشار و غيرهم به درگاه عالم پناه رسيده نفرى سپاه به هفت هزار رسيد و هريك از دولتخواهان توجه به جانبى كه مىدانستند عرض مىكردند . حضرت شاه فرمودند كه امشب آنچه حضرات ائمه در خواب اشاره نمايند به آن عمل خواهد شد . صباح آن روز فرمودند كه به جانب شيروان رفتن و انتقام