ايرج افشار
11
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
دست [ اسب ] سلطانعلى ميرزا به سوراخى رفته اسب به سر درآمد و گردن آن حضرت كژى يافته بدين جهت مخالفان كه مغلوب شده بودند غالب آمده او را به درجهء شهادت رسانيدند . ايبه سلطان به شهر آمده به جستجوى برادران او پرداخت . جمعى از صوفيه كه از معركه بيرون رفته بودند بعد از چهل روز پوشيده [ و ] پنهان حضرت اسمعيل ميرزا را از اردبيل به غزا برده و از آنجا به گيلان بردند . كاركيا ميرزا على والى لاهيجان متكفل خدمت شد . مجملا آنكه در ثمان و تسعين و ثمانمائه كه قضيهء شهادت سلطانعلى ميرزا دست داد تا مدت هفت سال حضرت اسمعيل ميرزا در گيلان توقف نمود و صوفيان و معتقدان آمدوشد نموده نذورات مىآوردند . بعد از آنكه آن حضرت دوازدهساله شده بود پادشاهى ايران ميانهء دو نبيرهء حسن پادشاه كه يكى الوند بن يوسف و يكى سلطانمراد بن يعقوب بود منقسم شده بود و در سنهء خمس و تسعمايه آن حضرت با گروه انبوه از صوفيان و ارباب ارادت از گيلان بيرون آمده خاطر بر تسخير ممالك و سلطنت ايران قرار داد . . . « 1 » شاه عباس بن شاه صفى بن شاه عباس بن شاه خدابنده بن شاه طهماسب بن شاه اسعميل بن سلطان حيدر بن سلطان جنيد بن شيخ ابراهيم بن سلطان خواجه بن سلطان صدر الدين بن شيخ صفى الدين اسحق بن سيد جبرئيل بن قطب الدين صالح بن حسن بن محمد بن عوض بن شاه فيروز بن مهدى بن على ابو القاسم بن بابر بن حسين بن احمد بن داود بن [ 8 الف ] على بن موسى بن ابراهيم بن امام همام امام موسى كاظم عليه الصلاة و السلام . « 2 » « 3 » اول كسى كه از اين سلسله از ولايت فارس به حدود اردبيل نقل فرمود
--> ( 1 ) . جاى سه سطر سفيد مانده است براى نوشتن عنوان . ( 2 ) . شجرهنامه مخدوش است . ( 3 ) . در حاشيه بطور چليپا و به خط شكسته نستعليق كسى نوشته است ( مواردى كه نقطهچين شده آنهاست كه خوانده نشد يا پاك كردهاند ) : . . . پيره سعيدش . . . كرده چون به جوار رحمت رب جليل پيوست خلف موفور الشرف آن حضرت سيد صالح قائم مقام پدر والاگهر گرديد و در كلخوران اقامت داشت . بعد از فوت آن حضرت سلالهء دودمان . . . سيد جبرئيل سر حلقهء ارباب ارادت گشت . آن حضرت را ذوق معرفة الله غالب گشته قدم به وادى مجاهده و رياضت نهاد و در اندك زمانى بغايت صاحبحال گرديد و از اشرف قوم عورتى پاكيزه گوهر دولتى . . . زمان بود به حبالهء خود درآورده ازان دو -