ايرج افشار
5
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
[ مقدمه ] بسم الله الرحمن الرحيم شرح مقامات عليّه و كرامات جليّهء شيخ صفى الدين زياده از آن است كه درين مختصرات گنجد . درويش توكل بن اسماعيل مشهور به ابن بزاز كه از ارباب ارادت اين سلسله بود شرح مقامات و خوارق عادات آن حضرت را بسطى داده كتابى تأليف نموده موسوم به صفوة الصفا كه اليوم به « مقالات » « 1 » مشهور است . مجملى از حالات شريفش آنكه بعد از « 2 » اكتساب علوم ظاهرى و كمالات صورى مدتى در موطن شريف به مجاهده و رياضت و سلوك اقدام نمود . گاهى در سر مزار شيخ فرج اردبيلى و گاهى در مرقد قطب العارفين شيخ شهاب الدين اهرى به سر برده چون اعتلا بر مدارج كمال بىتوسط مرشد صاحبحال ميسر نبود آوازهء علو درجات شيخ نجيب الدين بزغش شيرازى به او رسيده عزيمت ادراك صحبت او كرده چون به شيراز رسيد شيخ مشار اليه سفر آخرت اختيار نموده ، لهذا درويشان خداآگاه او را به جانب مير عبد الله كه سيد صاحبحال بود راهنما گشته و آن حضرت ايشان را وداع نموده روى به خدمت سيد آورد . مشهور است كه به وداع شيخ مصلح الدين سعدى رفت . بعد از ملاقات ، شيخ ديوان اشعار محققانهء خود را به آن حضرت تكليف كرد كه همراه برد . حضرت شيخ صفى الدين فرمودند كه عجب از شيخ كه هنوز شمّهاى از اسرار كتاب الله درنيافته اوقات صرف گفتگوهاى بىحاصل دنيا كردهاند . مرا مطالعهء كتاب خدا و رموز آسمانى از كتب عالم مستغنى گردانيده . شيخ سعدى سر خجلت پيش انداخته مدتى به خود فرورفت و حضرت شيخ را ثناها گفت .
--> ( 1 ) . كذا ، ظاهرا مقامات مناسب است . ( 2 ) . اصل : + آنكه