ايرج افشار
38
دفتر تاريخ ( مجموعه اسناد و منابع تاريخى ) ( فارسى )
- 41 - عرضه داشت بنده كمرى سوى ايجند كپتان انگليس ، به ذروهء عرض مىرساند كه عشور بندر مباركهء عباسيه كه مناصفه است و در سنهء تنگوزئيل رفعت و معالى پناه عزت و عوالى دستگاه شمسا محمد امين بيك ضابط مباركهء مذكوره على الحساب مبلغ چهارصد و شصت تومان للبابت عشور / تسليم كمرى نموده است و حساب سنهء مذكوره مشخص گشته است ، استدعا آنكه رقم مبارك اشرف اقدس هميون . . . « 52 » شود كه رفعت و معالى پناه ضابط / مذكوره حساب مناصفه آنچه بوده باشد حساب نموده و تتمه را و اصل سازد . امر الاعلى . ديگر به عرض مىرساند كه در باب درست حساب نمودن عشور بندر مباركهء عباسيه استدعا آنكه حكم جهان « 53 » آفتاب شعاع به عهدهء رفعت و معالى پناه عاليجاه / محمد [ امين ] بيك ضابط بندر مباركهء مزبوره شفقت فرمايند كه آنچه عشور سنهء تنگوزئيل بوده باشد مناصفه حساب نموده و اصل سازد . امركم مطاعا . ديگر به عرض مىرساند كه حكم مطاعه در باب راهدارى قبل ازين مقرر شده كه راهداران ممالك محروسه به علت راهدارى مزاحمت نرسانند / و معاف بوده باشند و راهداران بعضى عمل نموده و بعضى مزاحمت مىرسانند . استدعا آنكه رقم مبارك اشرف اقدس ارفع معمول شود / كه راهداران من بعد متزاحم نشوند . امر الاعلى . ديگر به عرض مىرساند كه حكم جهان مطاع چند طغرا محرر است در باب شراب ريختن در شيراز كه احدى مزاحم نشود و وزارت و اقبال پناه / ميرزا صدر جهان وزير فارس مزاحم شده مزاحمت رسانيده است . استدعا آنكه حكم جهان مطاع عهدهء وزراى فارس محرر شود كه من بعد / ديگر مزاحم نشوند . امركم مطاعا . ديگر به عرض مىرساند كه سوداى در بلدهء كرمان از كورك و غيره مىخواهد كه نمايد
--> ( 52 ) . يك كلمه ناخوانا . ( 53 ) . يك كلمه افتاده .