محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 55

دستور شهرياران ( فارسى )

اقوال و گفته‌هاى افراد صاحب اطلاع و ذيصلاح از ديگر منابع كسب خبر محمد ابراهيم بوده است . چنان كه در مورد واقعه‌اى پيرامون درگيرى با سليمان كرد دارد : « . . . به قول جمعى كه در آن مهلكه مهلكه بودند و اين بندهء وقايع‌نگار از ايشان استماع نموده قريب به چهار هزار نفس در معرض تلف در آمده بود . » 139 و اين سعى نويسنده در خصوص كسب اخبار موثق از صاحبان خبر ، عامل ديگرى است كه به كتاب ارزش و اهميت بيشترى مىدهد . سبك انشاء محمد ابراهيم در دستور شهرياران شايد عامل ديگرى باشد كه قدر و منزلت كتاب را از حيث ادبى دو چندان مىنمايد . مؤلف كه به واسطهء شغل خويش شخص فاضل و اديبى بوده است ، در جاى جاى كتاب به كرات تسلط بر ادب عصر خويش را به نمايش گذارده است . به طورى كه نگارش به سبك نثر مسجع و كلام موزون در غالب مطالب گواه صادق اين مدعاست . در اينجا شايان ذكر است هر چند نگارش نثرهاى مصنوع و نوشتن تواريخ منشيانه و متكلفانه از شيوه‌هاى رايج و غالب تاريخنگارى عصر صفوى است و دستور شهرياران نيز از اين قاعده مستثنى نيست ، ليكن اين كلام « ريو » در فهرست خويش كه به تأسى از يادداشتى در برگ نخست نسخه صورت گرفته و سبب شده تا وى دستور شهرياران را كتابى « بىنهايت كسل‌كننده و مطول » 140 بنامد ، قضاوت درستى به نظر نمىرسد . چه ، به قول ملك الشعراى بهار : « . . . تصور نشود سراسر يك كتاب كه ما آن را در رديف نثر مصنوع و متكلف ذكر مىنماييم ، چنان است ؛ بلكه در ضمن گزارش مطالب ، به ويژه جايى كه دربارهء شخص پادشاه سخنى گفته نشود ، نثرهاى ساده و روان هست ولى آنجا كه سخن از پادشاه يا از كارهاى پادشاه يا ساير بزرگان باشد ، به عنوان احترام ، سخن را متكلفانه ايراد مىكنند . در حقيقت اين تكلفات ، عبارت از تشبيب‌ها و يا خطبه‌هايى است كه نويسندگان قديم در آغاز كتاب چند سطر ايراد مىكردند و بعدها در آغاز فصول نيز از آن نوع تشبيب‌هاى متكلفانه پيدا شد و رفته رفته در صفحه‌اى به يك بهانه تشبيبى ساخته شد و كار اين تشبيب‌ها بالا گرفت و هر جا كه بهانه به دست نويسنده مىآمد عبارات متكلفانه و پيچيده و مسجع مىآوردند . » 141 در كتاب دستور شهرياران نيز عينا چنين شده است . محمد ابراهيم نصيرى در خلال مطالب كتاب بنا به مقتضاى كلام ، اشعارى در ضمن ذكر وقايع آورده كه در يك دو مورد نام سرايندهء آنها را مشخص كرده است و در باقى موارد ، نام شاعر نيامده است ؛ كه برخى از آنها متعلق به شعراى بزرگ همچون فردوسى ، سعدى ، حافظ و مولوى است و آن تعدادى كه از سستى خاصى برخوردارند ، غالبا اثر طبع خود مؤلف يا شعراى هم عصر او مىباشند . از كاربرد آيات ، احاديث ، ضرب المثلها و اشعار عربى چنين برمىآيد كه محمد ابراهيم علاوه بر تحصيلات متداول زمان خود ، در علوم دينى و قرآنى نيز تبحر