محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى
پيشگفتار 53
دستور شهرياران ( فارسى )
رسانيد . » 133 و از آنجا كه « در اين امر ، مأمور آن شهريار بلند همت غيور » بوده ، اين اثر را « مسمى به دستور شهرياران » گردانيده و نيز مىگويد كه تصميم داشته « به دستور اكثر تواريخ سلف طوطى خامهء شيوا مقال را به ذكر وقايع هر سال در ذيل همان سال ، به شور و شعف در آورد . » 134 اما « چون جلوس ميمنت مانوس و طلوع نيّر اعظم ملك و جهاندارى و سطوع كوكب كرم سلطنت و شهريارى اين زينت افزاى تخت فيروزبخت سليمانى از افق سلطنت و عظمت و جهانبانيت در هفت ماههء ايتئيل تركى مطابق سنهء 1105 به وقوع پيوسته ، خامهء وقايعنگار ، ذكر اين بشارتنامهء روزگار را در ذيل طليعه [ اى ] مرقوم و ساير وقايع تتمهء ايام آن سال فيروزى اشتمال را نيز در شرحبندى از بسط بساط معدلت و فرماندهى و نظم و نسق جهان . . . در طى نمود آن طليعه ، مرسوم نمود . » 135 بدين ترتيب مؤلف ، ديباچه را با حمد و ثناى خداوند متعال آغاز كرده ، سپس به نعت رسول اكرم ( ص ) و مدح على بن ابيطالب ( ع ) و ساير ائمهء بزرگوار پرداخته و پس از آن ، به شرح مختصر اوضاع كشور در اواخر دوران حكومت شاه سليمان مبادرت جسته اشاره مىكند كه در چه وضعيتى شاه سلطان حسين حكومت را به دست گرفته است . تشريفات جلوس شاه جديد ، خطبههاى علمايى همچون محمد باقر مجلسى و آقا جمال خوانسارى در تهنيت جلوس شاه و احكام و فرامين صادره از سوى شاه سلطان حسين در خصوص ترك مناهى و منع شراب و انتصاب اشخاص به مشاغل دولتى ، بخش ديگرى از حوادث سال 1105 ه ق را در كتاب دستور شهرياران تشكيل مىدهد . با شروع سال 1106 ه ق مؤلف به ذكر حوادث هر سال در پى آمد همان سال تا تاريخ 1110 ه ق پرداخته و در پايان وقايع هر سال ، به ذكر عزل و نصب صاحبان مناصب دولتى در آن سال مبادرت جسته است ؛ و اين قسمت اخير از حيث علم رجال اواخر عصر صفوى كمال اهميت را داراست . متأسفانه سال 1110 ه ق در پايان ، افتادگى دارد ؛ به طورى كه نسخه در پنجمين صفحه از فصلى با عنوان « ذكر ظهور معظم امور در ممالك سلاطين معاصر و مجمل احوال بعضى از ايشان در اين سال سعادت مآثر » قطع مىشود . و بقيهء قسمت آن فصل مربوط به لشكركشى اسماعيل پاشا حكمران بغداد بر سر شيخ سلمان ، سردار عرب در كربلاست . در اينجا لازم به تذكر است از مطالب موجود در برگ 215 ب دستور شهرياران چنين برمىآيد كه تأليف نسخه بعد از سال 1112 ه ق صورت گرفته ، به طورى كه مؤلف در ذكر حوادث شورش فرج الله در سال 1109 ه ق گويد : « و سوانحى كه در آن اوان و بعد از آن در ظرف مدت سه سال در ولايت بصره روى داده . . . » 136 يعنى مؤلف حوادث سه سال بعد از 1109 ه ق را در خصوص بصره در اين مبحث آورده و اين مىرساند كه نسخه بعد از سال 1112 ه ق تأليف شده است .