محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 51

دستور شهرياران ( فارسى )

چرخ گويد كرده تدبيرش مرا فارغ ز دور * زانكه امر او موافق مىشود با راى من از ره پيكارى خود با قدر گويد قضا * صيد كرده شاهباز فكر او عنقاى من در زمان امر و نهيش فتنه گويد هر زمان * سخت غارت شد ز عدلش منزل و مأواى من كج از آن گشته است شمشيرش كه گويد دم به دم * فلك را باشد حصار از ذروهء اعضاى من نيزه‌اش گويد كه رعنا گشته‌ام از بهر آن * تا لب زخم عدويش خندد از بالاى من گفته در گوش كمان ، تيرش به هنگام كشاد * داده از سهم عدو در سينهء خود جاى من گاو ماهى گفته چون كوپال بر دشمن زده * شد جدا از يكدگر اعضاى پابرجاى من شمشيرش گويد به گوش خصم چون كوبد به چنگ * كوه گردد نرم از اين دندان آهن‌خاى من ملجاء مسكين نوازا دستگيرا صاحبا * اى به يادت در دل شبها تمناهاى من گشته‌ام از جور گردون پايمال درد و رنج * كرده درگاه تو را اميد از آن ملجاى من مدتى شد تا جدا از خانمان دلمرده‌ام * هست موقوف عطاى عام تو احياى من خون شد از پهلوى من دل ريخت از مژگان تمام * دستگيرى كن به جاى اين دل درداى من درد دل بردى ز حد ، طول سخن تا كى « منير » * قصه كوته كن كه محزون شد ز تو آقاى من باش مشغول دعاى دولتش از روى صدق * مىدهد آخر نجات ، يا رب شبهاى من 124 دوران بركنارى از مقامات دولتى بسر آمد و چنان كه محمد ابراهيم ، خود مىنويسد : « ناگاه كوكب طالعش از حضيض نكال و و بال به ذروهء علياى مذكور شدن نامش در مجلس بهشت مثال بر آمد و به درجهء والاى ارجاع آن خدمت و الا كه فى الحقيقه سرافرازى به محرميت اسرار اين دولت عظمى است به ميان سرافرازان خدمتگزارى اين درگاه اقبال درآمد . » 125 به نظر مىرسد تاريخ پايان اين بركنارى سال 1110 ه ق باشد و محمد ابراهيم به شغل مجلس‌نويسى انتصاب يافته است . هر چند كه در جنگ خطى 4903 كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى مطلبى از محمد ابراهيم وجود دارد كه تحت نام « تاريخ ميرزا ابراهيم مجلس نويس » 126 مىباشد و در آن ماده تاريخ « مجلس نويس شاه شده اعلم زمان » برابر با عدد 1113 آمده است ؛ 127 با اين حال بنابر آنچه كه محمد ابراهيم در ذكر وقايع سال 1110 ه ق در دستور شهرياران آورده ، مشخص مىگردد كه وى در اين سال به مقام مجلس‌نويسى انتصاب يافته است . 128 پس از دستور شهرياران ، ديگر اثر قلمى محمد ابراهيم نصيرى ، جنگى است به شمارهء 4903 در كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى . اين جنگ با 240 برگ به قطع بياضى داراى بيست و سه رساله است كه شرح مفصل آنها در فهرست كتابخانهء مذكور آمده است . اما مطالبى كه در اين نسخهء خطى ، متعلق به محمد ابراهيم مىباشند عبارتند از : تاريخ ميرزا ابراهيم مجلس‌نويس در تاريخ جلوس شاه سلطان حسين ، تاريخ وزارت موقوفات ميرزا محمد تقى الدين محمد ، تاريخ ميرزا ربيع ، وصف حال و شكوه از