محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 20

دستور شهرياران ( فارسى )

پيشگفتار مصحح ( 1 ) نگاهى به تاريخ پادشاهى شاه سلطان حسين در تاريخ ايران بعد از اسلام ، سلسلهء صفوى بواسطهء طول مدت حكمفرمايى ، حيطهء وسيع فرمانروايى ، رسميت بخشيدن به مذهب تشيع اثنى عشرى ، گسترش روابط بين المللى و سرانجام ، فزونى منابع تاريخى داخلى و خارجى يكى از معدود سلسله‌هايى است كه بسيار مورد توجه و تتبع پژوهشگران و محققان عرصهء تاريخ قرار گرفته است ؛ اما على رغم تمامى اين تحقيقات هر چه به سالهاى پايانى حكومت صفويان در ايران نزديكتر مىشويم نظر به كمبود منابع موثق كه خود معلول حوادثى همچون حملهء محمود افغان به ايران ، طلوع دولت مستعجل نادرى و پراكنده شدن اهل قلم مىباشد ، تاريخى كه بيان كنندهء وقايع اواخر اين دودمان باشد كمتر به چشم مىخورد و اين نقصان تا بدانجا توسعه پيدا مىكند كه مورخى همچون اعتماد السلطنه به كلى حوادث ده سال از اواخر حكومت صفويه را از قلم مىاندازد و وقايع 1135 ه ق را ذيل حوادث 1125 ه ق و بعد از آن ياد مىكند . 1 همان‌طور كه در فوق گفته شد حملهء محمود افغان به ايران يكى از مهمترين عوامل از ميان رفتن بسيارى از منابع و كتب تاريخى سالهاى پايانى حكومت صفويه در ايران مىباشد . چه ، بنابر آنچه كه در تواريخ اصفهان آمده است پس از هجوم مهاجمان افغانى به ايران ، به دستور ملا زعفران يكى از اطرافيان محمود « رقبات دفترى صفويه را كه تشخيص قراء دولتى و اربابى و موقوفه را به درستى ربط مىداد [ و ] در چهل ستون ضبط بود به زاينده رود افكندند . » 2 بدين ترتيب در مورد شاه سلطان حسين و حوادث دوران حكومت او ( 1135 - 1105 ه ق ) مىتوان گفت كه « هنوز يك قضاوت تاريخى از جميع جهات در مورد وى انجام نگرفته است و اگر بخواهيم شخصيت او را از لابلاى نوشته‌هاى روزگار نادرشاه و پس از آن ارزيابى كنيم ، از واقعيت به دور خواهيم افتاد . » 3 چه ، بنابر گفتهء