محمد ابراهيم بن زين العابدين نصيرى

پيشگفتار 21

دستور شهرياران ( فارسى )

ميرزا محمد خليل مرعشى در مجمع التواريخ : « ميرزا مهدى خان مؤلف تاريخ نادرى بعضى احوالات را بنابر مصلحت و هواى وقت ، در نهايت خفت و ناهموارى و اختصار و غير واقع ذكر نموده . » 4 لذا بر اساس همين كمبود منابع و در پاره‌اى موارد تحريف وقايع بود كه راقم سطور به تصحيح و تحشيهء يكى از مهمترين متون تاريخى اواخر عصر صفوى يعنى « دستور شهرياران » اقدام ورزيد ؛ و از آنجا كه پيش از ارائه متن ، نگارش مقدمه‌اى در خصوص سرگذشت شاه سلطان حسين و شرح حال مؤلف دستور شهرياران و ويژگيهاى اين اثر ضرورى به نظر مىرسيد ، صفحاتى در ذيل بدين امر اختصاص داده شد . تولد شاه سلطان حسين : در سال چهارم سلطنت شاه سليمان صفوى ( 1105 - 1077 ه ق ) هشتمين پادشاه سلسلهء صفويه ، حرمسراى دربار شاهد تولد نوزادى بود كه « حسين » نام گرفت . او در حالى چشم به جهان گشود كه پدرش بنابر اوضاع پيش‌آمدهء اقتصادى و سياسى ناچار شده بود دو مرتبه تاجگذارى كند . با اين حال ، وجود فقر و قحطى در كشور و شيوع طاعون و مخاطرات در زمينهء سياست خارجى مانع از اين نشد تا شاعران دربارى به طبع‌آزمايى در سرودن اشعار و ماده تاريخ تولد نوزاد جديد نپردازند . ليكن از ميان ماده تاريخ‌ها ، شعرى است از ميرزا رضى بن محمد شفيع خراسانى از شعراء و دانشمندان قرن يازدهم هجرى كه عينا در ذيل نقل مىشود : شكر كز گلبن اميد شكفت * نوگلى تازه ز فيض رحمان كوكبى كوكبه‌اش ملك‌آرا * گشت از مطلع دولت ، تابان نورى از مشرق شاهنشاهى * تافت بر ساحت شش حد جهان تازه سروى ز گلستان جلال * قد بر افراخت ز لطف يزدان شمعى از مشعلهء غيبى شد * در حريم عظمت نورافشان ديدهء ملت ازو روشن شد * خانهء دولت ازو آبادان نيرى از افق بهروزى * پرتو افكند به ساحات زمان نور دولت ز جبينش پيدا * سرّ رحمت به ضميرش پنهان مقدمش باد مبارك يا رب * به سليمان زمان شاه جهان داور دادگر دين‌پرور * ظل حق آيت لطف سبحان رشحهء ابر كفش جان‌پرور * موج بحر غضبش شعله‌فشان گر دمد رايحهء عاطفتش * رويد از آتش سوزان ، ريحان اين گل از باغ ولايت چو شكفت * گل‌فشان گشت گلستان جهان دهر بگرفت ز سر رسم نشاط * فلك پير ز نو گشت جوان