غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

28

دستور الوزراء ( فارسى )

مبلغهاى كلى بوى ميدادند اما از سر بيع املاك ايشان درمىگذشت « 1 » و چون كيفيت اين حال بسمع خالد برمكى كه با وى در مقام عداوت بود رسيد شمه‌اى از آن مقالات در ضمن نوشته‌اى بعرض خليفه رسانيد و ابو جعفر در مقام تفحص شده صدق مقال خالد بوضوح پيوست ، لاجرم موريانى را معزول و مؤاخذ گردانيد . پس مناسب به حال وزراى ستوده‌خصال آنست كه بسبب اعانت خاطر پادشاهى و كفايت اموال نامتناهى نهال ظلم و ضلال « 2 » در زمين دل رعاياى شكسته‌بال ننشانند ، بلكه كشت‌زار اميد زير دستان را بر شحات سحاب عدل و احسان سرسبز و سيراب گردانند ، تا در دنيا بهار اقبالشان از صرصر خريف ادبار مصون ماند و در عقبى دوحهء آمال ايشان ثمرهء حصول سعادات بىزوال بوصول رساند ، رباعى در دولت و اقبال كم‌آزارى به * با خلق بعدل و رفق دلدارى به چون ميدانى كه هرچه كارى دروى * در مزرعهء جهان نكوكارى به ابو الفضل ربيع بن يونس بن محمد به اعتقاد صاحب جامع الحكايات محمد كه جد ابو الفضلست در سلك موالى امير المؤمنين عليه السلام انتظام داشت و ابو الفضل در زمان ابو جعفر منصور بعد از عزل موريانى رأيت وزارت برافراشت و ببسط

--> ( 1 ) در اصل چنين است و بايد يا « مىدادند و از سر بيع املاك ايشان درمىگذشت » باشد و يا « مىدادند اما از سر بيع املاك ايشان درنمىگذشت » . ( 2 ) در اصل : « ظلال »