غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
22
دستور الوزراء ( فارسى )
عبد الحميد ايضا در عهد مروان حمار بامر وزارت قيام مىنمود و او بصفت علم و فضيلت و اصابت رأى و تدبير موصوف و مشهور بود و در جامع الحكايات مذكورست كه چون علم دولت بنى عباس ارتفاع يافت مروان عبد الحميد را مخاطب ساخته گفت : ترا بطريق انهزام نزد عباسيان بايد شتافت و ملازمت آن جماعت اختيار كرده سوانح حالات و خيالات ايشان را اعلام داده تا بر اسرار اطلاع حاصل شده از روى وقوف و بصيرت در دفع ارباب مخالفت كوشش نمايم . عبد الحميد بعرض رسانيد كه : ارتكاب اين افعال مناسب اطوار من نيست ، زيرا كه هرگاه من بملازمت عباسيان قيام نمايم و از وفور انعام و احسان ايشان بهرهور آيم با آن جماعت خيانت نتوانم كرد و بر تقديرى كه مرتكب اين امر شنيع شوم بعد از آن ترا بر من اعتماد نماند ، بيت هركه عيب دگرى پيش تو آورد و شمرد * بيقين عيب تو پيش دگرى خواهد برد مروان بعد از شنيدن امثال اين سخنان از سر آن تدبير درگذشت و چون بساط حكومت مروان بنابر اقتضاى قضاء مطوى گشت عبد الحميد پس از آنكه چندگاه در رزى مخفى بسر برد در زمان ابو جعفر منصور گرفتار شد . نقلست كه چون خواجه عبد الحميد را به نظر ابو جعفر رسانيدند گفت : يا امير المؤمنين از سر خون من درگذر كه مثل من مترسلى در عالم كم توان يافت . ابو جعفر جواب داد كه : آرى تو آن كسى كه بنامهاى