غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )

10

دستور الوزراء ( فارسى )

ملكهء سبا ميكشيد ، طوايف انس و جن را مخاطب گردانيده گفت : كيست از شما كه تخت بلقيس را قبل از رسيدن او حاضر گرداند ؟ « قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ » و بنابر آنكه سليمان ع از وقت طلوع آفتاب تا هنگام زوال در مجلس حكم مينشست فرمود كه زودتر از اين ميخواهم ، آصف گفت : من بيارم تخت بلقيس را پيش از آنكه چشم برهم نهى و باز كنى ، آنگاه حقتعالى را باسم اعظم خواند و التماس اتيان « 1 » سرير بلقيس نمود و تير دعا بهدف اجابت رسيده بيك چشم زدن آن تخت از مملكت يمن در مجلس حضرت سليمان ع حاضر گشت . لاجرم سليمان زبان وحى بيان باداى شكر مهيمن منان بگشاد و بسبب اين معنى جاه و جلال جناب آصفى روى در ازدياد نهاد كه « ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ » * و از جمله دعوات مأثورهء آصف ديگرى آنست كه باقتضاى حكمت كامله خالق البرابا حضرت سليمانرا فرزندى در وجود آمد كه يك چشم و يك گوش و يك دست و يك پا داشت و از اين جهة اندوه تمام بر ضمير سليمان عليه السلام استيلا يافته ، در خلوتى كه غير مادر فرزند و آصف برخيا كسى حاضر نبود باظهار اين معنى زبان گشود . آصف گفت : بيائيد تا هركدام از ما آنچه در خاطر مخزون داريم و جز عالم السرو الخفيات احدى را بر آن اطلاع نيست ظاهر كنيم و صحت اين كودك مسئلت نمائيم ، شايد كه قادر بيچون ملتمس ما را باجابت مقرون گرداند و همه اين حديث را قبول نموده نخست سليمان عليه السلام فرمود كه : الهى تو ميدانى كه با وجود اين مقدار اسباب عظمت و حشمت كه

--> ( 1 ) اتيان بمعنى رسيدن