محمد بن هندوشاه نخجوانى
241
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )
بتاريخ رساند و بر ورق اول يا بر جلد هر دفتر بنويسد كه دفتر فلان ولايت و اسامى شهرها در زير آن ثبت « 1 » كند تا اگر در بعضى از صور برجوع احتياج افتد او « 2 » از دفتر احتياط كرده باز نمايد و چون اسامى ولايات و شهرها ( * ) را مرتّب « 3 » و مدوّن و مبوّب و مقنّن كرده باشد « 4 » به آسانى با سر مقصود رود « 5 » بدان سبب اين حكم نفاذ يافت تا از ابتداء اين سال « 6 » امراء الوس و قاضى القضاة ممالك و نواب « 7 » و اصحاب ديوان بزرگ و ساير ولايات « 8 » ممالك محروسه مولانا شمس الدين را مورخ قبالات و مكتوبات شرعى از وقفيات و كتب املاك و صريح الملك و وثايق ديون و حجج « 9 » معاملات و مبايعات و مناكحات و غير آن دانسته ديگرى را كاينا من كان مجال شركت و مداخلت تصور نكنند « 10 » و دست او « 11 » در تقلد اين امر خطير و منصب « 12 » جليل قوى دارند و در « 13 » آنچ بلوازم و لواحق آن تعلق داشته مرجوع اليه « 14 » او را شناسند و رسمى كه كتبت « 15 » تواريخ را معين و مقرر باشد با او جواب گويند تا بمصارف ضرورى و مصالح معاش مستغرق گردانيده به مباشرت « 16 »
--> ( 1 ) - پ ج : ذكر . ( 2 ) - آ ب : و . ( * 3 ) ت : حذف شده . ( 4 ) ت : باشند ، ج : حذف شده . ( 5 ) ج : رسد . ( 6 ) ت : تاريخ . ( 7 ) - آ ت : و حكام - افزوده . ( 8 ) پ : ولايت . ( 9 ) ت : حذف شده . ( 10 ) - پ : نكند . ( 11 ) - ث : او را . ( 12 ) ت : وقير - افزوده . ( 13 ) - پ : هر . ( 14 ) - ث : عليه . ( 15 ) - پ : كتب . ( 16 ) - ب : بمبادرت .