محمد بن هندوشاه نخجوانى
پيشگفتار 26
دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )
« ديوان استيفا » « 1 » را نيز متذكر مىشود . وصاف ، بعلاوه ؛ از « ديوان حضرة » « 2 » نيز نام ميبرد كه مفهوم آن ، از قرار معلوم با « ديوان سلطنت » و نتيجتا با « ديوان اعلى » مطابقت دارد . علّت عدم يادآورى كلمهء « ديوان اينجو » در كتاب محمد نخجوانى ظاهرا آنست كه بعد از مرگ ابو سعيد ارثيت سلطنت ( از پدر به پسر ) اهميت سابق خود را از دست ميدهد . كشمكشهاى قبيلهاى فئودالى شدت مييابد و اراضى دولت ايلخانى در معرض تصرف و منازعه قرار ميگيرد . تشكيل يك رشته دول و اميرنشينهاى مستقل و نيمه مستقل ، عدم وجود وارث تاج و تخت ، ايلخانيان و سازمان دولتى متمركز و انتقال واقعى قدرت بدست امرا ، سبب تصرف اراضى اينجو و درآمدن آنها بمالكيت فئودالها و امراى ديگر ميگردد . خود اصطلاح اينجو نيز بتدريج از دايرهء استعمال خارج مىشود . در عهد جلاير املاك فئودال ما فوق يعنى سلطان با اصطلاحات دوران قبل از مغول يعنى « املاك خاصه » « 3 » ، « ديههاى خاصه » « 4 »
--> ( 1 ) - همانجا ، ص 228 : چهار مستوفى در ديوان مناشير مهمّات شغل قلمى ولايت بودند ، دو نفر در ديوان دلاى و ( ثانى اثنين ) ديگر در ديوان اينجو چون عجز و اضطرار ايشان در ديوان استيفا بغايت رسيد . . . ( 2 ) - وصّاف ، كتاب ياد شده ، ص 337 ، 363 . ( 3 ) - محمد نخجوانى ، متن انتقادى اشاره شده ، جلد دوم ، ص 309 ( به زبان فارسى ) . ( 4 ) - همانجا ، جلد اوّل ، قسمت دوم ، ص 418 .