محمد بن هندوشاه نخجوانى

پيشگفتار 9

دستور الكاتب في تعيين المراتب ( فارسى )

ساختن اين سئوال بى جا نخواهد بود اگر دربارهء نقش زبانهاى اصلى رايج بين مسلمانان خاور در قرون وسطى يعنى زبانهاى عربى ، فارسى و تركى مطالبى بيان كنيم . همانطور كه معلوم است در ايران ، آذربايجان و كشورهاى همجوار در دوران قرون وسطى زبانهاى عربى و فارسى چون زبانهاى رسمى شناخته شده بود و تا دوران معيّنى ابتدا تحصيل به زبان عربى و بعدا به زبان فارسى انجام ميگرفت . در طول چند قرن تا قرن يازدهم زبان حاكم كتابى زبان عربى بود ، سپس عربى و فارسى و تقريبا از قرن سيزدهم اساسا زبان فارسى گرديد . ما در اين مورد كه زبان تركى براى خلقهاى غير ترك زبان تحصيلى و كتابى باشد اطلاعاتى در دست نداريم . به اين ترتيب نويسندگان كتبى كه به زبان تركى نوشته‌اند خود از محيط ترك زبان برخاسته بوده‌اند . معلوم است كه پدر محمد نخجوانى كتابى بنام « صحاح العجم » در لغات و دستور زبان فارسى به سه زبان فارسى ، عربى و تركى برشتهء تحرير درآورده است . « 1 » پس پدر محمد نخجوانى زبانهاى عربى و فارسى را بنحو اكمل ميدانسته است . ولى چون در كتاب « صحاح العجم » زبان تركى را نيز مرادف با زبانهاى عربى و فارسى بعنوان زبان كتابى به كار برده همين اثر شاهد آنست كه زبان مادرى او تركى بوده و بر آن تسلط كامل داشته است . براساس اصل فوق الذكر ، يعنى تعلق نويسندگان كتب به زبان تركى فقط بخلقهاى ترك زبان

--> ( 1 ) - با كمال تاسف بايد گفت كه اين كتاب تا امروز بچاپ نرسيده است .