منصوره اتحاديه و سعيد روحى
43
در محضر شيخ فضل الله نورى ، اسناد حقوقى عهد ناصرى ( فارسى )
ميرزا حسين خان خريده بود . ميرزا حسن به ساير نقاط شهر علاقه نداشت و از آنها با تحقير صحبت مىكرد ، زيرا خانههايشان قديمىساز ، آبها كثيف ، كوچهها تنگ و پر از رطوبت بود . درحالىكه در بيرون شهر ، روزبهروز قيمت زمين و عمارت افزايش مىيافت ، تا جايى كه « بعضى پولدارها به خيال افتاده [ بودند ] در اين محله خانهها و سراى مستقل ابتياع نمايند » . او بهخصوص با اطراف سفارت انگلستان موافق بود و مىنوشت كه قيمت آن حوالى رو به افزايش است ، « على الخصوص وقتى به اعلى درجه ، قيمت آنجاها اوج پيدا خواهد كرد كه راهآهن كشيده شده است و فرنگان فوجفوج در اين شهر ورود خواهند كرد . در اين صورت يا زمين يا خانه در محله ابتياع شود ، پشيمانى ندارد » . در نامهء ديگرى نوشت كه حتى تجارى مانند حاجى ملك و حاجى على اكبر شيرازى و چند تن ديگر ، درصدد خريد و سرمايهگذارى روى زميناند و مراقباند كه اگر محلى پيدا شود ، تنخواه خود را به مصرف آنجا رسانند . ضمنا اشاره دارد كه در شهر بهقدرى ساختمان زياد است كه : « عمله و بنّا قدر و منزلت پيدا كرده ، با وجودى كه بنّا روزى 3 قران و ده شاهى الى 4 قران و عمله سى شاهى و سقّا و ناوهكش دو قران اجرت مىگيرند ، يافت نمىشود » . محلهء ديگرى كه از نظر او مرغوب بود ، اراضى باغ لالهزار كه در اين وقت خريدار بسيار داشت و مىنويسد كه اراضى باغ لالهزار را برحسب نقاط آن ، از ذرعى ( ذرع مساوى 1 متر و 4 سانتىمتر است ) يك تومان تا هفت هزار و شش هزار مىفروشند ، ولى اضافه مىكند كه شنيده مخبر الدوله همهء آن اراضى را مىخواهد و آب هم دارد . نقطهء ديگرى را كه ميرزا حسين خان اصلا مناسب نمىدانست ، اطراف سفارت روسيه بود كه در اين وقت در محلهء عودلاجان ، نزديك دروازه قديم شميران در خيابان چراغگاز ، قرار داشت او مىنويسد : « همسايهء سفارت روس بودن خوب نيست ، اگر مرغى صدا كند به امر و نهى قيام مىكنند ، صداى طفلى بلند شود اعتراض مىنمايند ، بناى فوقانى بخواهيد بسازيد ممانعت مىكنند » . قلهك نيز از نظر او مرغوب بود و مىنوشت كه سفارت آلمان در آنجا دنبال زمين است ، ولى به عقيدهء او ملك واقع در شميران را مىبايست « مثل ذخيره حساب كرد ، استفادهء مادى ندارد » . شاه عبد العظيم نيز از نظر او مطلوب بود ، چون به وسيلهء راهآهن به شهر متصل بود . همانطور كه گفته شد ، ميرزا حسين خان ثروتى مىاندوخت و مىخواست همهگونه ملك مرغوب خريدارى كند ، خانه در قلهك و تهران ، دكان ، مستغل ، كاروانسرا ، زمين ، مزرعه ، ميرزا حسن تمام مدت در تكاپو بود كه ملك مناسبى بيابد . هروقت چيزى و جايى را مناسب مىديد بىدرنگ به توصيف آن مىپرداخت و عقيدهاش را مىنوشت و حتى نقشهاى هم براى ميرزا حسين خان مىفرستاد .