آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
52
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
موقعيت براى به دست آوردن تاج و تخت مناسب به نظر رسيد . اينكه چگونه اورنگ زيب - تندخو و انتقامجويانه - سرانجام پدر را زندانى كرد ( البته به همراه جهانآرا ) ، داستانى غمانگيز است ؛ شاه اسبق از پنجرهء اتاقش در قلعهء آگرا مىتوانست تاج محل را ببيند . . . داراشكوه در ساموگره « 1 » ، نزديك آگرا براى جنگ در برابر برادر ايستاد ، ولى در نتيجهء يك عمل احمقانه جنگ را باخت . او در دومين جنگ نيز شكست خورد و مجبور به فرار شد . داراشكوه سپس به همراه همسرش نادره « 2 » و گروهى از وفادارانش كه همواره كمتر مىشدند ، مثل جدش همايون در گذشتهها ، نخست عازم سند و سپس منطقهء بلوچها شد . در آنجا نادره بيگم همسرش درگذشت كه او جسدش را همراه با آخرين نفرات از سربازانش به لاهور فرستاد تا نزديك آرامگاه ميان مير به خاك سپارند - هنوز هم بناى كوچك زيبا در بخش شهر امروزى است . ولى به داراشكوه خيانت كردند و او را به دهلى آوردند . او را برعكس بر الاغى سوار كردند و از وسط شهر گذراندند و سرانجام در سال 1659 پس از اينكه پسرانش را جلو چشمش كشتند ، اعدامش كردند . پس از آن اورنگ زيب - كه پس از تاجگذارى به خود لقب « عالمگير » را داده بود - عليه برادرش مرادبخش وارد عمل شد كه در گواليور زندانى بود ( البته همراه با معشوقههايش ) ؛ مرادبخش در سال 1661 درمىگذرد ، در حالى كه شاه شجاع در اراكان زندگى را وداع مىگويد . ( 7 ) شاه جهان به همراه دختر محبوبش تا سال 1666 به صورت زندانى در قصر خود زندگى كرد . ولى راشانارا نيز كه در حين بيمارى او مهر شهر را برداشته و فرمانهايى را به اسم اورنگ زيب مهر كرده بود مورد غضب اين برادر قرار مىگيرد . او در سال 1671 درمىگذرد ؛ جهانآرا ده سال بيشتر از او عمر مىكند .
--> ( 1 ) . Samugarh . ( 2 ) . Nadira .