آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

44

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

در روح منقلب مخاطره‌آميز جا گرفته‌اند * من از پلكانى مرمرين پايين مىروم جسدى بدون سر در وسط آراميده است * در آنجا خون برادر گرانمايه‌ام بيرون مىزند من به آرامى فقط دنبالهء لباس بلند ارغوانى را تا مىزنم . . . سليم با نام جهانگير پس از به تخت نشستن ، همانند پدر جد خود ، بابر ، نوعى دفتر خاطرات تزوك « 1 » از خود به جا گذاشته است كه پس از اينكه او خاك پاى اكبر را سرمهء چشم كرد ، با اين جملات شروع مىشود : وقتى كه تخت سلطنت با جانشينى من مورد احترام قرار گرفته بود . دفتر خاطرات او منبع با ارزشى براى ايده‌ها ، آرزوها ، و احساسهاى فرمانروايى است كه در دورهء حكومت او هنر مغول به نقطهء اوج خود رسيده است ، چون نيروى جمع شدهء او در شراب ، زن ، آواز ، و علاقه به هنر راه باز كرده بود ، در حالى كه مورخان او را همزمان به عنوان مسامحه‌كار و بىعلاقه به مسائل مالى و سياسى توصيف مىكنند . ( 1 ) جهانگير كه با زنان متعددى ازدواج كرده بود - همچنين با زنان راجپوتى - و پدر بچه‌هاى زيادى بود ( يك‌بار در يك شب صاحب دو دختر شد ! ) اما با خسرو بزرگ‌ترين پسرش كه اميدوار بود با كمك‌مان سينگ و ميرزا عزيز كوكا جانشين پدر بزرگش اكبر شود ، رفتار تندى داشت . شاهزاده در آوريل 1605 نخست به دهلى گريخت ، جايى كه جهانگير او را تعقيب كرد و در يك موقعيت ، از دو مركز دينى شهر ، يعنى مقبرهء همايون و آرامگاه نظام الدين اولياء ، روحانى چيشتى ، ديدن كرد . خسرو و حاميانش شديدا مجازات شدند و علاقهء پدر همواره شديدتر روى خرم ، پسر يوده باى « 2 » ، دختر اوداى سينگ ، « راجه چاق و چله » متمركز گرديد كه بعدا - البته پس از پايان يافتن سالهاى سخت - به عنوان شاه جهان بر تخت سلطنت جلوس كرد . همواره باز هم در مرزهاى شرقى و غربى سرزمين ، در بنگال و افغانستان فعلى ، شورشهايى رخ مىداد . ولى توجه اصلى جهانگير در زمينهء نظامى به گسترش منطقه به سمت جنوب معطوف بود . جنگهايى كه در دورهء حكومت اكبر آغاز شده بودند ، ادامه يافتند و به واسطهء مهارت تاكتيكى ملك امبر فرماندهء حبشى سپاه ، كه به هر وسيله‌اى مىتوانست سپاه مغول را بفريبد و گاه نيز بر آنها فايق آيد ، سخت‌تر شده بود . عبد الرحيم ، خان خانان - يك‌بار به مدت كوتاهى مورد بىمهرى قرار گرفته بود ، چون ظاهرا با قاطعيت كافى عليه دكنىها وارد عمل نشده بود - مجددا در رأس ارتش سلطنتى قرار گرفت و سعى داشت كه به

--> ( 1 ) . tzuk . ( 2 ) . YodhBai .