آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

41

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

ابراهيم عادل شاه نيز مثل محمد قلى همسايه‌اش يك هنرمند بود . او به دخنى - اردو شعر مىسرود و عاشق نقاشى بود و هر دو دربار با آگرا و لاهور در توجه به هنرهاى زيبا رقابت مىكردند . ( 17 ) از آنجا كه گلكنده غنىترين منطقه براى كشف الماس بود ، مغولان ميل پيوند دادن آنجا را داشتند . علاوه بر اين در دكن دست كم به طور موقت مسلمانان شيعه حكمفرمايى مىكردند و ارتباطات قلمرو با ايران ، در حينى كه مشكل قندهار همواره باز هم مخل حسن همجوارى مغولان با ايران بود ، بسيار خوب بود . اكبر در اين حال بهترين فرماندهء سپاهش ، خان خانان عبد الرحيم را به دكن فرستاد كه به وسيلهء مراد دومين پسر فرمانروا پشتيبانى ( ولى در واقع بيشتر سد راه ) مىشد . مراد شخصيت پيچيده‌اى داشت كه به وسيلهء ميراث بد مغولان ، يعنى استفادهء بيش از حد از الكل و مواد مخدر ، پيچيده‌تر مىشد . او در سال 1599 در اثر اعتيادش درگذشت . قرارگاه مركزى خان خانان و همراهانش در برهان‌پور كنار رود تاپتى ، در مرز شمالى دكن اصلى قرار داشت . ( 18 ) عبد الرحيم شهر را به زيبايى بازسازى كرد ؛ هنوز هم ويرانه‌هاى كتابخانهء با عظمتش كه در آن بيش از چند خطاط ، تذهيب‌گر ، صحاف ، و غيره به كار گمارده بود ، باقى است ؛ علاوه بر آن تمام شاعران بزرگ و كوچك سرزمين - چه فارسىنويس و چه هندىنويس - تشريك مساعى داشتند . او با يك حمام زيبا و تعداد زيادى باغ شهر را آراست كه در هر حال از اواسط قرن 16 مركز ابريشم و كتان‌بافى بوده است ( بافندگان حدود سال 1540 از سند مهاجرت كرده بودند ) ، و همان‌گونه كه شهر برهان‌پور به نام ( برهان الدين قريب ، ف . 1338 ) ، بزرگ روحانيون چيشتى نامگذارى شد ، در زمان اكبر نيز مركز عرفان و اسماعيلىهاى ستپنتى « 1 » گرديد . توجه مغولان بيشتر به اين بود كه دژ اسير گره « 2 » ، را واقع در حدود 20 كيلومترى شمال برهان‌پور به دست آورند . ( 19 ) كسى كه يك‌بار از اين دژ كه با شيب بسيار تند 300 متر از سطح زمين بالا رفته است ديدن كرده باشد ، مشكل مىتواند دريابد كه چگونه حدود 000 / 34 نفر در آن سنگربندى كرده از خود دفاع كرده‌اند يا محاصره‌كنندگان چگونه توانسته‌اند از صخره‌هاى سياه تقريبا عمود بالا روند . ظاهرا خيانت يا رشوه در كار بوده است - اسير گره در نوامبر سال 1600 به دست مغولان افتاد . ابو الفضل جزو كسانى بود كه در محاصره نقش داشت . او به آرامى پله‌هاى نظامىگرى را بالا رفته بود . زمانى كه پروندهء دژ بسته شد و ابو الفضل آرام به سمت شمال حركت كرد تا به اكبر گزارش كند ، در منطقهء مورد حملهء بيرسينگ بوندلا قرار گرفت و كشته شد . بيرسينگ بعدا از جهانگير منصب بالايى دريافت كرد ، چون همين وليعهد بود كه دستور قتل را صادر كرده بود . در آن زمان سليم استاندار اللّه آباد

--> ( 1 ) . Satpanthi . ( 2 ) . Asirgarh .