آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
40
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
باشد كه با دين الهى ، دينى جانشين دين اسلام را ابداع كند و اينكه رفتار ضداسلامى او كه همواره موجبى براى افشاگرى بدائونى بود ، حقيقتا تا چه حد بوده است ، موضوعى است كه ما هيچگاه از گزارشهاى ضد و نقيض به طور كامل در نمىيابيم . البته بدائونى نيز پى برده است كه اكبر از ذكر « 1 » خداوند ، يا هو ، يا هادى ، « 2 » غافل نبوده است ؛ در حقيقت او پسر بدائونى را عبد الهادى « 3 » ، بندهء خدا ، ناميده است . تلاشهاى اكبر در مورد ايجاد يك جنبش فراگير براى آزادى ساير مذاهب و اديان ، در هر صورت تنها فقط براى بدائونى غيرقابل تحمل نبود . عدهاى از اعضاى رهبرى قشر بالاى اجتماع نيز از اين موضوع خوشحال نبودند . عبد الرحيم ، خان خانان و ميرزا عزيز كوكا برادر شيرى اكبر ، در بين آنها بودند . ميرزا عزيز كوكا پنهانى لاهور را ترك كرد ( 1593 ) تا به مكه برود . نامهاى از اكبر به او نشان مىدهد كه رفتار برادر شيرىاش تا چه حد فرمانروا را كه بر خلاف توصيه خيلى از درباريان نمىخواست او را مجازات كند ، رنجانده بود . اما اكبر نتوانست از دست انداختن برادر شيرىاش كه بر خلاف عرف ريش بلندى گذاشته بود ، امتناع ورزد : « تو دير رسيدى - ظاهرا پشم ريشت برايت سنگينى مىكند ! » ميرزا پس از بازگشت از مكه كه به خواهش فرمانروا انجام گرفت ، مجددا به اكبر پيوست ، با وجود اينكه او نيز در مشاجرات بر سر جانشينى نقش مرموزى داشت ، چون دخترش با خسرو ، پسر جهانگير كه او به عنوان جانشين اكبر در نظر گرفته بود ، ازدواج كرده بود . پس از فتح سند در سال 1591 اكبر پروژهء ديگرى را اجرا كرد ؛ تسخير دكن ، ايالت دولتهاى مسلمان جنوب هند . از زمانى كه محمد تغلق در سال 1327 گروه برجستهاى از روشنفكران را از دهلى به دئوگير ( دولت آباد ) در دكن فرستاده بود ، در آنجا سلسلهاى از دولتهاى مسلمان به وجود آمده بود كه در آنها فرهنگى قابل توجه تكوين يافته بود . در زمان اكبر ، احمد نگر شمالىترين قلمرو بود و گلكنده « 4 » و بيجاپور نيز دو قلمروى ديگر بودند . در گلكنده محمد قلى قطب شاه حكومت مىكرد ( 1612 - 1850 ) ، شاعرى بزرگ در ، دخنى - اردو « 5 » كه اشعارش به واسطهء لطافت و ملاحت برتر و ممتاز بود . در بيجاپور در همسايگى ، در همان زمان ابراهيم عادل شاه دوم حكومت مىكرد ( 1580 - 1627 ) كه از كودكى به تخت نشسته بود و تحت سرپرستى خالهاش ، چند بىبى پرورش يافته بود - « چند بىبى » ، شاهزاده خانم شجاع ، بايد در دفاع از احمد نگر ، نقشى اصلى ايفا كرده باشد ؛ اين شاهزاده خانم كه شجاعانه وارد جنگ گرديد ، به دست سربازان خودش كشته شد و بدينترتيب احمد نگر در سال 1600 به دست مغولان افتاد .
--> ( 1 ) . Dhikr . ( 2 ) . Yahuwa , yahadi . ( 3 ) . Abdulhadi . ( 4 ) . Golconda . ( 5 ) . Dakhni - Urdu .