آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
39
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
به عنوان پديدهء جنبى عبادت به خداوند مىنگريست . » ( 15 ) بدينترتيب گوجرات كه بار نخست در سال 1575 سر اطاعت فرود آورده بود ، دوباره مورد تهاجم قرار گرفت . اين بار به فرماندهى پسر بايرام خان ، عبد الرحيم ، خان خانان بعدى ، كه پيروزىاش ( سپتامبر 1583 ) را به شيوهاى بزرگ با تقسيم تمام غنايم ارزشمند جشن گرفت و احمد آباد را با يك پارك پيروزى « 1 » آراست . مير معصوم نامى ، مورخ سندى و دولت خان لودى ( كه پسرش خان جهان لودى بعدا رقيب سياسى عبد الرحيم شد ) در جنگ شركت داشتند . اكبر ، از لاهور تصميم گرفت سپاه را دوباره به قندهار بفرستد ، دژى كه همواره سبب مناقشات بين ايران و مغولان هند بود . سند ، درهء پايين ايندوس نيز بايد سر تسليم فرود مىآورد ، كه از سال 1520 ارقونها ( كه بابر با خاندان آنها نسبت داشت ) ، فرمانروايان جغتايى - تركى بر آن حكومت مىكردند و در پى آنان ترخانها حكومت آن را به دست گرفتند ، بايد سر تسليم فرود مىآورد . مجددا خان خانان كه از لاهور روى رود راوى با كشتى عازم ايندوس بود بايد اعزام مىشد . او پس از ماجراجوييهاى ناپسند گوناگون سرانجام تهتا « 2 » را فتح كرد ، و شاهزاده جانى بيگ ترخان را به اسارت گرفت ، و به لاهور آورد - اينكه شاهزاده علاقهمند به موسيقى و بادهگسار ، با اكبر تفاهم زيادى داشت و عضو دين الهى « 3 » شده بود ، جنبهء جانبى دلپسند اعزام خان خانان بود ، هر چند كه اكبر ترجيح مىداد به جاى سند ، قندهار به قلمرو اضافه شده باشد . دربارهء دين الهى كه شاهزادهء سندى عضو آن شد تعبيرها و تفسيرهاى متفاوتى وجود دارد . مخالفين اكبر اين دين الهى را دينى جانشين مىدانستند ؛ ولى بيشتر به نظر مىرسد كه نوعى باشگاه سرى و پنهانى براى اعضايى برگزيده بوده باشد . تنها يك هندى عضو آن بود . او راجه بريل ، خوانندهء قديمى و مصاحب اكبر بود كه به وسيلهء اكبر به افتخارات والايى نايل آمده بود . مان سينگ مؤدبانه امتناع ورزيده بود كه مذهب هندويش را براى چيزى ناشناخته رها كند . در غير اين صورت اين مسلمانان با گرايشهاى متفاوت بودند كه همانند مريدى كه مطيع مرادش باشد مطيع فرمانروا بودند . شرايطى كه عضو بايد مىپذيرفت ، و به آن قسم مىخورد اين بود كه در روزهاى خوب و بد در كنار فرمانروا باشد و براى فدا كردن زندگى ، مايملك ، افتخار و ايمانش حاضر و آماده باشد . ستايش ويژهء نور خورشيد و عناصر متفرقه كه از مذهب معروف اكبر ريشه مىگرفتند ، از جمله چيزهايى بودند كه وجود داشت . يك منتقد مدرن دين الهى را « تودهء درهم برهم انباشتهاى از مراسم مذهبى مشخص » ، ناميده است كه به شكلى كاملا شگفتانگيز نمايش داده و با جلال و شكوه انجام مىگرفت . ( 16 ) به هر حال اكبر نبايد در اين فكر بوده
--> ( 1 ) . Fathbagh . ( 2 ) . Thatta . ( 3 ) . din - iilahi .