آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

33

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

شخصيت افسانه‌اى مغول پى گرفته مىشود كه به عنوان يك باكره ، از موجودى آسمانى سه قلو حامله مىشود كه يكى از آنها جد چنگيز خان بود كه مغولان را نيز در واقع نتيجه‌هاى او مىدانند . ( 4 ) قبل از اينكه اكبر متولد شود ، نورى به چهرهء حميده تابيد . در واقع فره ايزدى « 1 » اكبر را در برگرفت و در او رسوخ كرد : حتى در بازيهايش نشانهء پنهان الهى جلوه‌گر شد كه او با آن دنيا را تكان داد - به شكل شرح احوال قديسان . ( 5 ) مينياتورى ابو الفضل را نشان مىدهد كه چگونه به فرمانروا دومين جلد شرح وقايع خود را تقديم مىدارد - در اين تصوير شرح وقايع‌نويس ، فربه با چهره‌اى كمى پف‌دار و ريش خاكسترى كوچك ديده مىشود ؛ كتاب با چرم و تذهيب زرين صحافى شده است . ( 6 ) اگر خوانندگان از سبك مغلق اكبر نامه به شيوهء تاريخ انبيا خسته شوند ، به آيين اكبرى روى مىآورند كه ابو الفضل با آن موفق به كارى كاملا بزرگ شده است : در اين سه مجلد ما به همه چيز ، از تشكيلات قلمرو و ارتش مغول گرفته ، تا تعداد شاغلين در انبار ميوه يا نوع غذا براى ببرهاى شكارى ( چيتا ) درجهء يك ، پى مىبريم . حتى اگر برخى نيز آرمانى و آرزويى است ، باز هم آيين اكبرى يك كتاب مفيد و مختصر بىنظير دربارهء امور ادارى و تشكيلات مغول است . چنانچه انتقادى مورد درخواست باشد ، مىتوان منتخب و التواريخ « 2 » بدائونى را مطالعه كرد ، زيرا كه اين عالم مذهبى و مترجم ، دوست قديمى شيخ مبارك و پسرانش ، در پايان اثرش از اكبر بىرحمانه انتقاد مىكند : او مخالف هنديان ، فرقه‌ها ، به ويژه شيعه ، و مخالف بىمحتوايى اسلام است . آنچه را كه ابو الفضل آزادى روشنفكرانه در دورهء اكبر مىنامد ، براى بدائونى هرج و مرج روشنفكرانه است . اثر او در سال 1595 به اتمام مىرسد و تا روزهاى حكومت جهانگير معرفى نمىشود ، ولى كتاب او پس از فضاى پرشور و داغ اكبر نامهء ابو الفضل ، اثرى مثل يك نسيم خنك مطلوب به جا مىگذارد . تاريخ الفى كه براى نزديك شدن بزرگداشت پايان نخستين هزارهء گاه‌شمارى اسلامى توسط ملا احمد تاتوى ( 1585 به قتل رسيد ) تأليف شد نيز به آنها اضافه مىشود . طبقات اكبرى « 3 » مفيد و قابل استفاده كه بيشتر اطلاعات بدائونى متكى بر آنها هستند ، و نقاشيهاى شخصى و جالب توجه اسد بيك كه منشى ابو الفضل ، و در سالهاى آخر زندگى اكبر به عنوان فرستادهء ويژهء او خدمت مىكرد ، اساس كتاب بودند . اكبر در نخستين سالهاى حكومتش بيشتر به وسيلهء بايرام خان هدايت مىشد ؛ او در همان نخستين سال موفق شد بر رقيب خطرناكش همو ويكراماجيت « 4 » ، هندو در دومين جنگ بانى پات ( 1556 ) پيروز شود .

--> ( 1 ) . farr - i - izadi . ( 2 ) . muntakhabat - tawarikh . ( 3 ) . Tabaqat - iAkbari . ( 4 ) . HemuVikramajit .