آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

34

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

البته در درون كاخ گروهى از زنان ، زندگى را براى او و بايرام خان وفادار دشوار كرده بودند . اكبر از نظر روحى به دايه‌اش ماهام آناگا بسيار نزديك بود كه پسر او ادهم خان ، در امور ادارى نقشى داشت . مادر جاه‌طلبش او را با ميل در موقعيت بايرام خان مىديد ، به طورى كه خار حسادت در قلب مادر رشد كرد . ادهم خان فعالانه در محاصره و پيروزى ماندوس سهيم بود و در اين ميان خلاف فرمان اكبر كه بردگى اسيران را ممنوع كرده بود عمل كرد . دو زن بردهء زيبا از اسيران به وسيلهء مادرش بىمقدمه به قتل رسيدند ، تا عمل خلاف او پنهان بماند . زمانى كه ادهم خان در واقع مست و بىخبر از بادهء موفقيت دنيوى ، چنان گستاخ شد كه شمس الدين محمد آلگا ، نخست وزير و همسر يكى از دايه‌هاى اكبر و پدر ميرزا عزيز كوكا را در داخل قصر با دشنه به قتل رساند ، اكبر شاه در 16 مه 1562 شخصا دست به كار شد و به دست خود ادهم خان را با ضربه‌اى به خوبى هدف‌گيرى شده از بالكن قصر به پايين پرت كرد . از آنجا كه او هنوز زنده بود ، دستور داد او را براى بار دوم به پايين پرت كنند . بدين وسيله او راه خود را به سوى استقلال باز كرد . تمام آنچه دربارهء ادهم گفته مىشود ، بد است و او مانند مادرش افترازنندهء ممتازى بود و آنچه در توانش بود به كار مىبرد تا افكار اكبر را عليه با ارزش‌ترين اميرانش مسموم كند . در حالى كه اكبر خود را به چيزهايى مشغول كرده بود كه عظمت او را پنهان مىداشتند ، بايرام خان همهء كارها را انجام مىداد . او چند ماه قبل از مرگ ادهم از پست خود بر كنار ، و همان‌طور كه رسم بود عازم زيارت مكه شده بود ؛ او در راه سفر مكه به قتل رسيد ( 1561 ، 1 ، 31 ) . بدائونى با اندوه مىگويد : « دورهء بايرام ، زمانى كه هند مثل يك عروس بود ، بهترين دوره بود » ، و صمصام الدوله نويسندهء كتاب ماثر الامرا « 1 » بدون هيچ قيد و شرطى با او موافق است . همسر بايرام خان ، دختر يكى از شاهزادگان مواتى ، توانست با عبد الرحيم پسر چهار ساله‌اش فرار كند ؛ سپس سليمه خواهر ناتنى همايون و همسر دوم بايرام خان با اكبر ازدواج كرد ، ضمن اينكه عبد الرحيم جوان به زودى به دربار فراخوانده شد ، و اكبر شاه مثل پسرش با او رفتار كرد . او در زمان كوتاهى به منصبى بسيار بالا ارتقا يافت و در تسخير گوجرات ، سند ، و همچنين در جنگ براى دكن شمالى برترى و امتياز خود را نسبت به ديگران نشان داد . او نه فقط خان خانان « 2 » بود ، بلكه به فارسى ، تركى و بيش از همه به هندى شعر مىسرود . او مترجم توسوك « 3 » بابر به فارسى و بزرگترين حامى فرهنگ و هنر شاعران در تمام دورهء مغول بود . ( 7 ) در همان سال 1562 كه ادهم خان كشته شد و ماهام آناگا پس از از دست دادن پسرش از دنيا رفت ، اكبر عمليات جنگىاش را آغاز كرد . مالوا « 4 » به وسيلهء ادهم خان قبلا تسليم شده بود ؛ گندوانا « 5 » ( 4651 ) و

--> ( 1 ) . Maathiral - Umara . ( 2 ) . Khankhanan . ( 3 ) . Tuzuk . ( 4 ) . Malwa . ( 5 ) . Gondwana .