آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )
32
در قلمروى خانان مغول ( فارسى )
سواركارى مجذوب ، جسور ، و خستگىناپذير بود . براى او با وجود اينكه در پيش بهترين آموزگاران درس مىخواند و عاشقى شيفتهء كتاب و تصاوير بود ، وقت زيادى براى درس خواندن نماند . اشاره به اينكه اكبر آدمى عامى « 1 » ، بىسواد بود ، غالبا به عنوان يك واقعيت پذيرفته شده بود . اينكه او شبها با علاقه دستور مىداده تا برايش كتاب بخوانند ، اينكه حافظهاى عجيب براى اشعار و دادهها داشته است ، و حتى اشعارى فارسى به سبك كلاسيك سروده است ، بىاطلاعى او را در واقع از خواندن و نوشتن غيرممكن نمىسازد . اخيرا براى توضيح بىسوادى او ، عدم توانايى خاص در قرائت ، پيشنهاد داده شده است . ( 2 ) البته به نظر مىرسد كه باز هم توضيح ديگرى براى عامى بودن اكبر وجود داشته باشد . اين واژه كه در قرآن « 2 » براى حضرت محمد ( ص ) به كار برده مىشود ، به وسيلهء مسلمين به عنوان « بىسواد » تعبير شده است ؛ چون پيامبر در واقع مجاز نبود از طريق دانش عقلانى به آنسو منحرف شود كه دانش وحى شدهء خود را با تفكر شخصىاش درآميزد . بدين ترتيب در سنت عرفان اسلامى « عامى » اسم رمزى است براى عارفان الهام گرفته ، و خيلى از عارفان هستند كه پيروانشان آنها را با وجود اينكه آثار متعددى مبتنى بر مبانى علمى را به زبان عربى ، فارسى ، و ساير زبانها تأليف كردهاند ، « عامى » ناميدهاند . بنابراين بايد اين واژه را با اين مفهوم تعبير و برداشت كرد و ابو الفضل شرح احوال نويس تحسين كنندهء اكبر ، مطمئنا منطبق با گزارشش اكبر را كه « علم را مستقيما از خداوند » دارد « 3 » به عنوان فرمانروايى الهام گرفته از خداوند نشان مىدهد . البته اكبر خودش مىگويد : « پيامبران همگى بىسواد بودند . از اينرو والدين بايد كه يكى از پسران خود را در اين وضعيت باقى بگذارند . » ( 3 ) بدين ترتيب عامى به عظمت اكبر ، و نه به يك نقص اشاره دارد . علاوه بر اين يادداشت كوچكى به حروف عربى خوانا نيز از او وجود دارد . اينكه او بعدها در زندگى به فكر خواندن و نوشتن نبوده است ، موضوعى است قابل درك . ما دو شرح از وقايع بزرگ و تعدادى از وقايع كوچك اكبر ، به ترتيب زمانى در اختيار داريم . مديحهسرايى پرشور و هيجان ابو الفضل و شيخ مبارك ، شخص مورد اعتماد پسر اكبر و برادر فياض شاعر دربار گواهى كنندهء بزرگداشت دلاوريهاى واقعى اكبر است كه در آن كوچكترين اعمال فرمانروا از زمان كودكىاش به عنوان نشانهء رفتارى الهى تعبير مىشوند . در اين ارتباط آلان كووا « 4 »
--> ( 1 ) . ummi . ( 2 ) . سورهء 7 ، آيهء 157 . ( 3 ) . سورهء 18 ، آيهء 56 . ( 4 ) . Alanquwa .