آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

26

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

است ، به همان شدت نيز همايون در سايهء پدر و پسر قرار دارد . مورخى دربارهء مرگش نوشته است : « او همان‌طور كه بىمقدمه وارد زندگى شد ، بىمقدمه با زندگى وداع گفت . » اين مطمئنا قضاوت خيلى خشنى است . همايون مثل پدرش دلاور نبود . او خود را خيلى زياد وقف دنياى عرفانى - جادويى كرده بود : نجوم نقش اصلى را در زندگى او بازى مىكرد ؛ همه چيز بر اساس صور فلكى نظم يافته بود ؛ انتخاب روزها براى او بديهى بود - فقط در روزهاى خاصى ردهء معينى از زيردستان اجازه داشتند كه نزد او بيايند . ايمانش او را به جايى هدايت كرد كه نام خداوند را حتى اگر فقط بخشى از يك نام خاص هم بود غسل كرده مىبرد و بدين ترتيب مثلا عبد الكريم « 1 » ، بندهء خدا ، به سادگى عبدل خطاب مىشد و كريم ، نام خداوند از آن حذف مىگرديد . مدتها پس از مرگش ، خادم وفادارى كتاب خلاصه شده‌اى با دست خط همايون را نزد نوه‌اش آورد ؛ كتاب حاوى دعاها ، نكاتى دربارهء نجوم ، و متونى مشابه بود . دو شرح احوال به ما اجازه مىدهند تا با همايون به عنوان فرمانروايى مخالف جنگ و بسيار انسان ، آشنا شويم . يكى از آنها گزارشى است از گلبدن خواهر ناتنىاش كه به خواهش اكبر خواهر زاده‌اش نوشته است ، و ديگرى يادداشتى است از جوهر ، آفتابه‌چىاش كه فرمانروا را به عنوان خادمى وفادار بيش از بيست سال همه جا همراهى كرده ، و براى سلامتى شخصىاش مسئول بوده است . همايون در پايان سال 1530 ، هنگام تاجگذارىاش 12000 دست لباس تشريفاتى را تقسيم كرد ، كه 2000 دست از آنها زرباف با دكمه‌هايى مطلا بودند . جدا از آن جشن بزرگى برپا شده بود . البته برادرهاى ناتنى او كامران ، عسگرى ، و هيندال ، بديهى است كه علاقه‌مند بودند خود حكومت را در دست گيرند . ( 1 ) ولى همايون كوشيد به فرمان پدرش كه از او خواسته بود به هيچ يك از برادرانش بد نكند ، وفادار مانده بود . او زمانى كه حاكم گوجرات بيهوده مشغول محاصرهء چيتور بود ، شانس حمله به او را نيز از دست داد و بدون اينكه دست به كارى بزند ، شايد هم بدون اينكه متوجه شود ، نظاره كرد كه شرخان سورى چگونه در سال 1532 با حيله دژ مستحكم روهتاس « 2 » را در بيهار « 3 » با وارد كردن سربازانش در لباس زنانه به آنجا تسخير كرد . بدين ترتيب به زودى گور « 4 » ، بيهار ، و جوانپور « 5 » - منطقهء پايين دست رود گنگ - در دست فرماندهء باهوش پاتانها قرار گرفت .

--> ( 1 ) . AbdulKarim . ( 2 ) . Rohtas . ( 3 ) . Bihar . ( 4 ) . Gaur . ( 5 ) . Jaunpur .