آنه مارى شيمل ( مترجم : فرامرز نجد سميعى )

27

در قلمروى خانان مغول ( فارسى )

شاخص براى رفتار او چيزى است كه جوهر دربارهء جنگى زودهنگام گزارش مىكند : نزديك ماند و ، سربازى فرارى آمد كه افسران مىخواستند او را شكنجه كنند تا محل اختفاى گنجهاى دشمن را بروز دهد . همايون پاسخ داد : « چون اين شخص به خواست خود نزد من آمده است ، سخاوتمندانه نيست كه به خشونت متوسل شويم ، وقتى مىتوان چيزى را با ملايمت به دست آورد ، چرا اقداماتى خشن را به كار بريم ؟ دستور دهيد ضيافتى راه اندازند و شراب مفصلى به او دهند و سپس از او بپرسيد كه گنجها در واقع كجا قابل يافتن هستند . » همايون در سال 1538 عازم بنگال شد و براى مدتى طولانى به نحوى غير قابل توجيه خود را به دست يك زندگى تجملى سپرد . برادرانش شروع به طغيان كردند ؛ هيندال ، شاه پهول « 1 » عارف و ساحر را كه مرشد همايون بود به بنارس فراخواند و دستور قتل وى را داد ؛ در واقع او در آگرا دستور داد تا خطبهء نماز جمعه را به نام خودش و نه به نام همايون بخوانند . سپس همايون با لشكرى ضعيف به كنار گنگ ، جايى كه شرخان راه را بر او بست ، لشكر كشيد ؛ دو قشون سه ماه تمام رودرروى هم ايستادند ، و پس از پايان يك صلح ظاهرى كار به جنگ كشيد ( 25 ژوئيه 1539 ) ، كه در اين ميان پل روى رودخانه شكست و انسانهاى زيادى غرق شدند و به وسيلهء سوسمارها به كام مرگ كشيده شدند . زنها هم در اين ميان كشته شدند . اينك شرخان دستور داد تا خطبهء نماز جمعه در بنگال را به نام بخوانند و عنوان شر شاه را تصويب كرد . شمس الدين آگتا از غزنه ، كه همايون را از غرق شدن نجات داده بود بعدا بدين خاطر افتخار پيدا كرد كه همسرش ، جىجى آناگا ، يكى از دايه‌هاى اكبر كوچك شود ، ضمن اينكه او خود در حكومت اكبر يكى از مقتدرترين مردان شد . در همان سال 1539 ، ميرزا حيدر دوقلات « 2 » پسر عموى بابر به هند آمد ؛ اثر تاريخى او تحت عنوان تاريخ رشيدى يكى از منابع ارزشمند براى موقعيت در شمال شبه قاره است . برادران همايون از موقعيت استفاده كردند ؛ كامران ميرزا از قندهار ، جايى كه همواره يك پادگان قدرتمند مغول قرار داشت ، به لاهور آمد . هيندال نيز همچنين . يك لشكر مغول به وسيلهء شر شاه شكست داده شد ؛ كامران و عسگرى به كابل عزيمت كردند . براى همايون راهى جز فرار نماند . دوره‌اى كه شر شاه بر شمال شبه قاره حكومت كرد ، به عنوان دورهء نظم و تشكيلات مطلوب ، معروف است . فرماندهء پاتانى دستور ساخت شاهراه ، جادهء بزرگ اصلى را داد كه امروزه هنوز از بنگال به پيشاور مىرود ؛ بين سونارگون در بنگال و ايندوس ، حدود 800 كاروانسرا و تعداد زيادى آب انبارهاى پلكان‌دار ساخت ، و در جهلوم ، نزديك اسلام آباد امروزى دژى عظيم به نام روهتاس ، همانند قلعه‌اش در بيهار بنا

--> ( 1 ) . Phul . ( 2 ) . Dughlat .