محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

75

خلد برين ( فارسى )

كيميا اثر رسانيده به مقتضاى مصلحت به زودى رخصت مراجعت مىيافتند . و آن حضرت پيوسته در خلوت و كثرت با كاركيا سلطان حسن و امير هاشم - برادران كاركيا ميرزا على - و امير نجم زرگر كه عيار اخلاص و حسن خدمتش در مدت اقامت رشت به محك قبول رسيده بود همصحبت مىبود و به مخالطت و مجالست ايشان انس تمام داشت . و بنا بر آن كه نقد كامل عيار را در بوتهء امتحان از گداز ناچار است در مدت اقامت لاهيجان قرب يك سال مزاج وهاج را از منهج اعتدال انحراف روى نمود و مولانا نعمة الله طبيب كه جالينوس زمان خود بود در ازالهء مرض ، يد طولى به كار برده بعد از انقضاى آن مدت از دار الشفاى و اذا مرضت فهو يشفين نوشداروى صحت عاجل كرامت شد . و بعد از آن كه مزاج همايون به صحت و عافيت مقرون گرديد چون آن حضرت را رغبتى تمام به نان زيره بود مقرر فرمود كه خاتون عظمى شاه پاشا كه عمهء محترمهء آن سرور و حليلهء جليلهء محمد بيك بود در اردبيل سامان داده بر سبيل تعجيل به گيلان فرستد . و آن مخدره بر حسب فرمان به تهيهء آن پرداخته به انضمام بعضى تبركات و هدايا مصحوب جمعى از اقوام و مخصوصان خود به گيلان روان ساخت . و چون فرستادگان به رشت رسيدند و خبر وصول ايشان بر آينهء ضمير قدسى ، عكس‌پذير گرديد فرمان و الا صادر شد كه كوك‌على به استقبال ايشان شتافته آن جماعت را به درگاه معلى آورد . حسب الفرمان قضا جريان ، كوك‌على عازم رشت گرديده چون به آن بلدهء فاخره رسيد امير نجم زرگر كه مقارن ورود آن جماعت به دستورى آن حضرت در رشت بود به اتفاق مير حسن ولد مير موسى و امير جهانگير رشتى كه وكلاى اميره اسحاق بودند طريق مرافقت فرستادگان پيموده بار اقامت در لاهيجان گشودند . و شهريار روزگار ، اخى مهماندار را به رعايت و مراقبت آن جماعت فرمان داده از آن هدايا و تبركات نصيبى وافى به رسم يادبود به جهت كاركيا ميرزا على و برادران و جمعى از اشراف و اعيان لاهيجان فرستاده و