محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
76
خلد برين ( فارسى )
فرستادگان تا مدت سه روز بر سر خوان احسان ولى نعمت جهانيان مهمان بودند . و بعد از انقضاى آن مدت كه رخصت مراجعت حاصل كرده عازم صوب اردبيل گرديدند كاركيا ميرزا على و برادران و آنان كه شيرين كام نعم الوان آن يادبود شده بودند به ازاى آن عاطفت ، تحف و هداياى گرانبها از اقمشه و امتعهء نفيسه و مرغ و ماهى و نارنج و امثال آن كه ارمغان گيلان مىباشد مصحوب فرستادگان از راه يادآورى به جهت مهد عليا فرستادند . و چون جماعت مذكوره به قريهء كوديم از قراى اردبيل رسيدند و وصول ايشان مسموع محمد بيك و حليلهء جليلهء وى گرديد متوجه قريهء مذكوره شدند و آن تحف و هدايا را وسيلهء استخلاص املاك و جهات خود كه رستم ميرزا به جرم بيگناهى به ضبط آن پرداخته بود ساخته به تبريز شتافتند و ديگر باره به قرادده ملتجى شده به وساطت وى هدايا را از نظر رستم ميرزا گذرانيدند و به موقع قبول رسيده به تقريب آن مالك و جهات و اموال خود گرديدند و از ديوان رستم ميرزا حكمى حاصل نمودند كه بعد اليوم احدى مزاحمت به حال ايشان نرساند . گفتار در ذكر مبدأ طلوع نير عالمافروز سلطنت و جهانبانى و اول اهتزاز ازاهير رياض اقليم گيرى و جهان ستانى و بيان بيرون آمدن خاقان سكندر شان از لاهيجان و رفتن به گوگچه دنگيز و ملاقات با سلطان حسين بارانى چمن آرايان گلستان غرايب اخبار و چهره گشايان صور بدايع آثار ، گلدستهء نظم اين داستان را به رشتهء ظهور و اظهار چنين بر يكديگر بستهاند كه چون از مبادى انكشاف صبح جهان افروز صبى