محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
771
خلد برين ( فارسى )
سلطان محمود عسسباشى از راه دولتخواهى شاهزاده ، طريق موافقت وى پيمودند و روز ديگر امراى برگشته راى به خاطر آسوده و فراغ بال با كمال عظمت و جلال ، طهماسب ميرزا را به آئين سلاطين داخل قزوين نموده بار اقامت شاهزاده را در دولتخانهء مباركه گشودند و خود در منازل مرغوب فرود آمده ساعتى سعد به جهت جلوس وى اختيار نمودند و در ساعت مختار از اسباب بيوتات خاقان روزگار و كارخانجات شاهزادهء عالى مقدار آنچه مختار ايشان بود از ضابطان و تحويلداران گرفته بزمى خسروانه ترتيب دادند و روز موعود ، طهماسب ميرزا را به سمت وليعهدى پدر نامور بر اورنگ فرمانروائى و تخت زر متمكن گردانيدند و به اهتمام تمام در صدد نظام و انتظام مهام سلطنت وى درآمده شاه قوام الدين حسين ولد شاه تقى الدين محمد صدر اصفهانى را كه دخترزادهء قاضى جهان قزوينى وزير شاه جنت مكان بود و در آن اوقات به عزم ادراك سعادت خدمت شاهزاده از اصفهان به اردوى معلى مىرفت به وزارت طهماسب ميرزا ممتاز و ميرزا محمد حسين ولد ميرزا شكر الله را به استيفاى ممالك و جمعى ديگر را به ساير مناصب عليه سرافراز كردند . و چون بيم آن بود كه در باب منصب وكالت فى ما بين طايفهء تكلو و تركمان ، كار به نزاع و جدال كشد محمد خان خود را لله نهاده منصب وكالت را به مسيب خان تكلو بازگذاشت اما صاحب - اختيار و مدار عليه كار و بار دولت محمد خان بود . چون امراء و وزراء و كاركنان دولت را معين كرد روى به تأليف قلوب دور و نزديك آورد و مسرعان به دار السلطنهء اصفهان و ساير محال عراق فرستاده خلق آن ولايت را به جلوس طهماسب ميرزا مژده داد و بنا بر رعايت جانب خاقان عليين آشيان ، مهر طهماسب ميرزا را در مناشير و احكام به جاى مهر شاهزادهء عالى مقام در پائين زده بر بالا مهر نكرد و در هر باب آنچه در خور بود مهيا ساخته كارخانهء دولتى به راه انداخت كه اگر زمانهء بهانه طلب مساعدت مىكرد كعبتين اميدش نقش مراد مىآورد .