محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

768

خلد برين ( فارسى )

گفتار در ذكر توجه شاهزادهء دشمن شكار به ديار عراق و محاربهء آن حضرت [ 167 ] با ارباب نفاق و شقاق و به فتح و فيروزى اختصاص يافتن و وقايعى كه در آن اوان دست داد چون الويهء دولت و اعلام فتح و نصرت شاهزادهء گردون منزلت به عزم گوشمال امراى نكوهيده خصال از مقر جاه و جلال حركت فرمود ، و چنانچه ايمائى به آن شد ابو طالب ميرزا [ را ] به كسب سعادت شبانه‌روزى در خدمت پدر بزرگوار گذاشته محمدى خان تخماق را به حكومت تبريز و امامقلى خان و ساير امراى آذربايجان را به محاصرهء قلعهء آنجا و جمعى از قورچيان و ملازمان درگاه را به ملازمت خاقان عليين آشيان و كشيك دولتخانه بازداشت ارباب و اهالى تبريز چون توجه شاهزاده را به صوب عراق باعث تعويق تسخير قلعهء تبريز مىديدند آغاز قلق و اضطراب عظيم نموده دادخواهانه فرياد بركشيدند . آن حضرت آن جماعت را به مواعيد مرغوب دلجوئى نموده با ايشان رفتن و آمدن خود را به مدت سه ماه وعده فرمود و به ساعت سعد و طالع مسعود با ملازمان خاصه و جمعى از امراء و قورچيان كه نفرى ايشان به سه هزار كس نمىرسيد اعلام فتح و فيروزى را پرچم گشود و به هفت منزل به دار الارشاد اردبيل رسيده به شرف زيارت حظيرهء مقدسهء سلطان الاولياء و مرقد آباى كرام عظام خود سرافراز گرديد . و چون نوروز سلطانى ايت‌ئيل مطابق نهصد و نود و چهار نزديك رسيده بود يك هفته در آن بلدهء طيبه اقامت نموده به لوازم جشن آن روز فيروز قيام و اقدام فرمود و بعد از استمداد همت از ارواح مقدسهء مشايخ عظام و آباى كرام از راه خلخال روى توجه به صوب عراق نهاد . و بنا بر آن كه جنود ظفر ورود در برابر لشكر