محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
762
خلد برين ( فارسى )
از مردمى بىخبر ، خود را به عقب پنجرهء بزم عشرت آن حضرت كشيده در طلب حل مشكل خود آوازها بلند گردانيدند و شاهزادهء فريدون فر تا آن گروه زيادهسر مجاب شده ديگر سخن نگويند فرمود كه پادشاه و مرشد ما و شما خاقان عليين آشيان است به خدمت آن حضرت رفته التماس حل مشكل خود كنيد . ايشان فرياد برآورند كه ما شاهزادهء والاتبار را قائم مقام پدر بزرگوار و وليعهد پادشاه و مرشد خود مىدانيم و بنابر آن كه غرضى جز دولتخواهى نداريم فرمان شاهزاده را تالى فرمان آن حضرت مىشماريم چون سخن به اينجا رسيد آن حضرت اسماعيل قلى خان را مأمور گردانيد كه از ميان همان پنجره با ايشان از در گفتگو درآيد و معلوم نمايد كه روى سخن با كيست و مقصد و مقصود اصلى ايشان چيست ؟ اسماعيل قلى خان از راه امتثال فرمان به ميان آن پنجره درآمد و ابواب گفتگو بر روى آن طايفهء بيهدهگو گشوده در هر باب آنچه مقرون به مصلحت وقت بود تقرير نمود . و چون شاه بيت سخنان ايشان ، ترجيعبند گفتگوى امراى تركمان و تكلو بود اسماعيل قلى خان در صدد اطمينان ايشان درآمده به زبان دلآسا بيان نمود كه ان شاء الله تعالى به ميامن توجه شاهزادهء بلند اقبال ، نزاع و جدال از ميان طوايف قزلباش به كنار رفته آنچه صلاح دولت باشد به صدر ظهور مىرسد و چگونه آن حضرت به اين معنى راضى باشد كه در ميان ملازمان يك درگاه ، دو گروهى بوده از اين راه كار ايشان به فتنه و فساد كشد و ما بندگان دولتخواه نيز تا ممكن و مقدور باشد در دفع مواد خصومت ، لوازم سعى و اهتمام به تقديم خواهيم رسانيد . به اين سخنان ، آن گروه بىادب ترك شور و شغب نكرده آوازها را بلندتر كردند و شاهزادهء والاگهر بار ديگر در صدد تحقيق شور و شر ايشان درآمده پرسيد كه غرض ايشان چيست و روى سخن ايشان با كيست ؟ عليقلى خان از جاى خود برخاسته گامى چند پيشتر آمد و به عرض رسانيد كه هر چند سخن ايشان در