محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

757

خلد برين ( فارسى )

عليقلى خان را تير روى تركش عرض مطلب خود ساخته در پيش ركاب شاهزادهء عالى مقدار ، خود را از مراكب باد رفتار انداختند و جبين عبوديت و اخلاص بر زمين سوده به دست ضراعت ، عنان بارگى برق رفتار آن حضرت را گرفتند و به مسامع جلال رسانيدند كه پادشاهان عالى شان را به مقابلهء بندگان نافرمان رفتن ، مقرون به صلاح دولت روز افزون نيست و روز نيز به آخر آن رسيده و بيم آن است كه اگر اشهب تيزخرام ، گامى چند به طرف آن گروه گمنام برگيرد در ظلمت ظلام ، گروهى انبوه معروض تيغ انتقام شوند ، مع ذلك آن گروه كم فرصت را كجا آن قدر و منزلت تواند بود كه به نفس نفيس متحمل تأديب ايشان گردند اگر حسب الاستدعاى ما دولتخواهان ، امروز عنان به صوب مراجعت منعطف ساخته رايت معاودت به موكب ظفر خاصيت برافرازند احتمال آن دارد كه اين عنايت باعث انتباه و آگهى آن غنودگان خواب غفلت گردد ، و اگر اين موهبت ، دستگير از پا افتادگى ايشان نشود و در تأديب و گوشمال آن سرگشتگان تيه نافرمانى يك دو روز صبر فرمايند اميدواريم كه به وسيلهء ما بندگان ، مركب غرور را پى كرده جبين عجز و استغفار به عتبهء جاه و جلال گذارند ، و اگر به فرض محال از صلاح و صوابديد ما دولتخواهان درگذرند احتياج به رنجه شدن موكب همايون نيست ، نايرهء شور و شر ايشان به آب تيغ درخشان ما غلامان انطفا مىپذيرد . چون مبالغه و الحاح امراى عالى شان به مسامع جلال شاهزادهء عالم و عالميان رسيد التماس ايشان را به عرض والد بزرگوار رسانيده همعنان فتح و ظفر به شهر برگرديدند ، و روز ديگر امراى زياده‌سر از در فروتنى درآمده استدعاى ارسال دو سه نفر از ريش سفيدان معتبر نمودند تا مطالب و مدعيات خود را با ايشان در ميان نهاده سخنانى كه داشته باشند به وساطت ايشان به عرض رسانند . و با آن كه شاهزادهء گردون منزلت بعد از آن همه مدارا و مسامحه كه روى نموده بود در خور قدر پايهء سلطنت نمىديد كه اين استدعا به شرف اسعاف مقرون گردد ، اما خاقان عليين آشيان مصلحت در ايجاب