محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

756

خلد برين ( فارسى )

اما چون خبر اشتعال نايرهء غضب آن سرور به آن گروه زياده‌سر رسيد چون شعلهء خس و خار با خود قرار خود نمائى داده بعد از آن كه دو روز در موضع فهرسفج در فكر و انديشه گذرانيده بودند روز سيوم به هيئت اجتماعى روى عزيمت به تسخير شهر نهادند و به رسم و آئين بهادران ميدان كين ، آهنگ جنگ كرده با عظمت و اقتدار نمايان مكمل و مسلح تا سر خيابان آمدند . و چون خبر شور و شر ايشان به شاهزادهء عالى گهر رسيد رعايت ناموس سلطنت مقتضى آن گرديد كه شعلهء اقتدار اشرار به آب تيغ دشمن شكار انطفا پذيرفته غازيان نصرت شعار نيز از اين طرف مهياى معركهء گير و دار گردند . بنا بر اين جمعى از امراى عظام و عساكر ظفر فرجام به تخصيص امراى استاجلو و اتباع عليقلى خان را به مقابله و مقاتلهء ايشان روان نموده به احتياط آن كه مبادا از جانب دشمنان چشم زخمى به امراى عالى شان رسد موكب ظفر نشان نيز بر اثر ايشان حركت فرمود ، و تا شير شكاران بيشهء قتال و جدال در سايهء چتر همايون فال خاقان عليين آشيان به فراغ بال به دفع و رفع مخالفان اشتغال نمايند التماس ركوب از آن حضرت نمود ، و در ركاب همايون والد بزرگوار رايت اقتدار افراخته گوشمال آن گروه زياده‌سر را پيشنهاد همت عالى نهمت ساخت ، و بنا بر ظهور بىادبى و جسارت آن گروه كم فرصت كه از حد اعتدال تجاوز نموده باعث اشتعال نايرهء غضب شاهزادهء بلند اقبال گرديده بود در حين ركوب آن حضرت ، احدى از امراء و اركان دولت و مصلحت كيشان پايهء سرير سلطنت را جرأت و فرصت آن نشد كه حرفى در باب فسخ آن عزيمت بر زبان توانند آورد . و چون كوكبهء جاه و جلال شاهزادهء بىهمال به سر خيابان رسيد از دو طرف نايرهء جدال و قتال اشتعال يافت و در ميانه دو سه نفر مجروح و زخمدار گرديده قراولان هر دو لشكر عنان به صوب مراجعت معطوف گردانيدند . امامقلى خان قاجار بيگلربيگى قراباغ و محمدى خان تخماق و سيد بيك كمونه و شاهقلى خلفاى روملو ،