محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

736

خلد برين ( فارسى )

دست يكى داشته رفته رفته خرابهء تبريز روى به معمورى و آبادانى گذاشت و قشلاق شهريار به استحقاق در آن سال در تبريز اتفاق افتاد . گفتار در محاصرهء قلعهء تبريز و قضاياى عبرت‌انگيز كه در اثناى آن اتفاق افتاد چون اورنگ طرازان سرير تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ « 1 » تخت فيروز بخت سلطنت پايدار را به جلوس همايون شهريار ربع مسكون يعنى نواب گيتىستان فردوس مكان زيب و بها فزوده رقمزدهء كلك تقدير شده بود كه خطهء طرب انگيز تبريز نخست به حيطهء تسخير و تصرف اعادى دين و دولت درآمده اهالى و اعيان آن ملك دلپذير ، پايمال انواع شدايد و محن و دست فرسود گونه گونه شورش و فتن گردند تا چون وقت آن رسد كه آفتاب اوج سلطنت و شهريارى از افق دوام و پايدارى طالع گردد جهان پير ، جوانى از سر گرفته عالم افسرده در سايهء آفتاب پايهء آن حضرت به برگ و نواى سرسبزى و خرمى رسد معمورهء عشرت خيز تبريز به تجديد در تحت تصرف اولياى دولت ابد مدت قرار و استقرار پذيرد ، بنابراين در آن زمان كه شاهزادهء عالم و عالميان كمر تسخير قلعهء تبريز را به جد و جهد تمام بر ميان بسته بود هر مقدمه‌اى كه ترتيب مىفرمود عكس مطلوب نتيجه مىداد و هر انديشه‌اى كه در آن باب به خاطر قدسى مىرسيد ابواب نقيض آن بر روى كاركنان دولت و الا مىگشاد . مصدق اين مقال و مبين اين حال آن كه چون ماهچهء رايت فيروزى آيت خاقان عليين آشيان و شاهزادهء قلعه‌گشاى ملك‌ستان بر ساحت آن ولايت پرتو وصول افكند امراى قلعه‌گشاى ، اطراف و جوانب قلعه را به نظر احتياط درآورده اطراف حصار را بر غازيان

--> ( 1 ) - سورهء آل عمران ، آيهء 26 .