محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

732

خلد برين ( فارسى )

و جلادت شاهزادهء شير صولت بر حسب دلخواه پيش رود بعد از آن كه روميان قريب به ولايت خود رسيدند مصلحت مقتضى آن گرديد كه آن حضرت رايت مخالفت افراخته به محاصرهء قلعهء تبريز پرداخت . و چون موكب ظفر نشان به حوالى شنب غازان رسيده شادروان اقامت برافراخت كس به نزد والد بزرگوار فرستاده آن حضرت را از كماهى حالات مطلع ساخت و خاقان عليين آشيان با اغروق همايون و پردگيان حريم حرمت از على دره‌سى كوچ فرموده رخت اقامت به دار السلطنهء تبريز كشيد و منازل مير اسد الله صدر به نزول خاقان ربع مسكون اختصاص يافته ساير امراء و اركان دولت در منازل خراب و آبادان فرود آمدند . چون سخن به اينجا رسيد بر ذمت همت خامهء وقايع‌نگار لازم گرديد كه شمه‌اى از شرح حال تبريز و تبريزيان را به مسامع ارباب كمال رساند . گفتار در ذكر شمه‌اى از غرايب آثار معمورهء طرب - انگيز دار السلطنهء تبريز بر مساحان ربع مسكون و سياحان كوه و هامون مخفى و مستور نيست كه دار الملك تبريز به زعم صاحب نزهة القلوب و عجايب - البلدان از بلاد معظم اقليم چهارم و به عقيدهء صاحب تقويم البلدان از معموره‌هاى اقليم پنجم است . و در بعضى از كتب سير [ 159 ] به نظر رسيده كه معمورهء طرب انگيز تبريز از بناهاى مشهورهء خيرهء سعيد ، زبيده زن هارون الرشيد است كه بعد از چند گاه بر اثر زلزله خراب شده ، متوكل عباسى به تجديد عمارت آن پرداخته و در روزگار دولت القائم بامر الله در سال چهارصد و سى و چهار ابو طاهر منجم شيرازى در شبى از شبها حكم كرده بود كه امشب از رهگذر زلزله آفتى عظيم به اين شهر مىرسد و خلق را از اقامت در شهر تحذير