محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

717

خلد برين ( فارسى )

مردم را از آن خبردار گردانيدند جمعى از مردم شهر كه به وفور عقل و دانش از ديگران ممتاز بودند با خود جرم نمودند كه روميان از راه مخالفت كيش و مذهب ، دست از گريبان جان ايشان بر نخواهند داشت و به حرف و صوت عثمان پاشا ايشان را به حال خود نخواهند گذاشت ، بنابر اين به فكر مآل حال خود افتادند و اموال و اسباب خود را در نهانخانه‌ها و زيرزمينها جاى داده يك يك و دو دو دست اهل و عيال خود را گرفته در دل شبها روى به وادى فرار مىنهادند و هر كه نقدى با خود همراه مىداشت در سر گذرها و عرض راهها در پيش اجامره و اوباش هر طايفه و طبقه كه پيوسته در انتظار چنين روزى به سر مىبردند بر زمين مىگذاشت و به تكليف ابرام آن گروه گمنام از قيد لباس خلاص يافته برهنه و عريان به هر طرف روان مىگشتند . اما عثمان پاشا چون خاطر از اطاعت و متابعت اهل شهر مطمئن گردانيد به فراغ بال و رفاه حال داخل تبريز گرديد و چون عزم آن داشت كه در آنجا قلعه‌اى در كمال حصانت و رصانت بنا نمايد دولتخانهء تبريز را جهت مكان بنيان قلعه مناسب ديده از شوراب رخت اقامت به جانب چرنداب - كه سمت جنوب تبريز است - رخت اقامت كشيده به سعى و اهتمام تمام به ساختن قلعه مشغول گرديد و با آن كه لشكر ظفر مآب كه به پشتگرمى كوه سرخاب هر روز چون آفتاب با تيغ و سپر از اطراف و جوانب لشكر پر شور و شر روم درآمده بسيارى از ايشان را روانهء دركات سقر مىكردند ، اما آن دستبردها از هجوم و ازدحام لشكر روم معلوم نمىشد و به اهتمام تمام به كار خود قيام مىنمودند تا در عرض مدت چهل روز قلعه را حسب المدعا به اتمام رسانيده ذخيرهء فراوان و اسباب بىپايان از توپ و تفنگ و ادوات لازمهء روز جنگ به قلعه كشيدند ، و حكومت تبريز و حفظ و حراست قلعه به جعفر پاشاى اخته مخصوص و متعلق گرديده لوازم اهتمام در استحكام قلعه و تهيهء اسباب قلعه‌دارى به تقديم رسيد .