محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

709

خلد برين ( فارسى )

و الا جدا نشده بود و عليقلى بيك ولد شاه على بيك كراميلو كه به هنگام انهزام از مرافقت عليقلى خان باز مانده بود احدى در مشهد مقدس معلى اقامت ننمود . مرشد قلى خان بعد از نظام و انتظام كارخانهء دولت ، مكتوب محبت اسلوب به سياقى كه پيش از آن به عليقلى خان مىنوشت در قلم آورده وقوع آن قضايا را به ارادهء خالق ارض و سما حواله نمود و در طى تحرير آن نامهء صداقت ختامه ، گله‌منديهاى دوستانه ابلاغ فرمود . بالجمله كوكب اقبال مرشد قلى خان در سايهء آفتاب پايهء چتر همايون شاهى بر مدارج كمال متصاعد گرديده آوازهء عظمت و اقتدار او به تمام ملك خراسان رسيد و از اطراف و اكناف آن ديار ، اكابر و اشراف روى ارادت به آستان گردون شان نهاده در مشهد مقدس بار اقامت گشادند و به شرف سجده و پاىبوس سرافرازى يافته بعد از اقامت رسم تهنيت و مباركباد روى به اوطان خود نهادند . گفتار در ذكر لشكر كشيدن عثمان پاشا سردار روم به ديار آذربايجان و تسخير معمورهء طرب انگيز دار السلطنهء تبريز و سوانح و وقايع عبرت افزا كه در آن ولا روى نمود سابقا رقمزدهء كلك وقايع نگار شد كه عثمان پاشا در پيش قيصر سخنان سنان پاشا را كه در بند باب الابواب در بند مشعر بر تمهيد قواعد صلح و صلاح مىگفت محمول بر كذب و افترا شمرده باعث آن گرديد كه قيصر از وى رنجيده فرهاد پاشا نامى را با سپاه و لشكر بىكران بر سر آذربايجان روان نمود و فرهاد پاشا در حينى كه رايات جهانگشا در مملكت خراسان نزول اجلال داشت قدم به مملكت ايران گذاشته قلعهء ايروان را به حيطهء ضبط و تسخير درآورد و عثمان پاشا نيز تمام مملكت شكى و شروان را به تصرف درآورده بعد از وصول به استنبول در خدمت قيصر ، تعهد تسخير كل ولايت