محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
700
خلد برين ( فارسى )
به مسامع جلال شاهزادهء والاگهر رسيد به صوابديد امراى استاجلو و شاملو فرمان مطاع نافذ گرديد كه شاهويردى خليفهء شاملو حاكم نطنز رايت عزيمت به صوب كاشان افراخته آن بلدهء فاخره را به حيطهء ضبط و تصرف درآورد . بنا بر امتثال فرمان چون خليفهء مشار اليه شهر كاشان را متصرف شد يوسف بيك ولد محمد خان كه به منصب . . . « 1 » در ديوان اعلى معتبر و جانشين پدر بود خود را به قلعه كشيده دامنزن نايرهء شور و شر گرديد و به تقريب اين دار و گير ، يوسف بيك به قتل رسيده محمد خان به سبب قتل پسر ، سپر عصيان و طغيان بر سر كشيد و دليجان خان پسر ديگر خود را به دفع سانحهء كاشان فرستاده شاهويردى خليفه چون تاب مقاومت نداشت روى مراجعت به جانب نطنز گذاشت . و بنا بر قرب جوار كاشان و اقتدار دليجان خان در نطنز نيز مجال اقامت نديده از راه ضرورت متوجه اصفهان گرديد و در آنجا اقامت داشت تا نايرهء شور و شر . . . « 2 » گفتار در اخبار امراى خراسان و سوانح اتفاقيه در ميان ايشان به مقتضاى قضا و ارادهء خالق ارض و سما تخت آرايان سرير سخنورى و بالانشينان اورنگ بلاغت گسترى كه شهرياران بىتاج و تخت و گدايان به نان شب محتاجند بزم بهشت آئين اين داستان بدايع قرين را كه مبشر طلوع طباشير صبح اقبال و مشعر بر آغاز اهتزاز ازاهير بستان سراى جاه و جلال شاهزادهء عالم و عالميان يعنى نواب گيتىستان فردوس مكان است به جواهر عبارات رنگين و لآلى فقرات دلنشين چنين آراسته و پيراستهاند كه بعد از تمكن مرشد قلى خان بر مسند بلند پايهء حكومت مشهد مقدس
--> ( 1 ) - در نسخه سفيد است . ( 2 ) - در نسخه سفيد است .