محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

55

خلد برين ( فارسى )

عزيمتش در هواى فضاى جهان ستانى به پرواز آيد و قصد مملكت آذربايجان و ساير ممالك ايران كند و از اين راه بنيان شوكت و جلال آن بلند اقبال اختلال پذيرد . و سلطان يعقوب كه از دو جهت نسبت پيوندش به آن شهريار ارجمند اتصال داشت به شآمت بخت برگشتگى ، رعايت صلهء رحم و مراقبت خاطر آن حضرت را كان لم يكن انگاشت و سليمان يلخى اوغلى را با چهار هزار سوار از لشكر شقاوت اثر تركمان به مدد سپاه شروان فرستاده ابواب بدنامى دنيا و آخرت بر روى دودمان خود گشاد . شروانشاه به امداد لشكر تركمان مستظهر و مستمال رايت قتال و جدال برافراخت و حدود شماخى را لشكرگاه ساخته در آنجا رحل اقامت انداخت . اما سلطان حيدر با لشكر ظفر اثر از راه شكى كه سمت شمال شروان است روان شده به آن كشور درآمد و چون مرور و عبور سپاه منصورش از پاى قلعهء دربند بود اهالى آنجا از در سركشى و طغيان درآمده دست جرأت به قتل و غارت جمعى كه از معسكر ظفر اثر قدم بيرون نهاده بودند گشادند و چون گوشمال آن طايفهء زياده - سر بر ذمت همت شهريار دادگر لازم آمد غازيان غزا پيشه را به تسخير حصار دربند فرمان داد و با آن كه از غايت رفعت و نهايت حصانت و متانت ، كمند اقتدار سلاطين گردون اقتدار آسان آسان به كنگرهء تسخير آن قلعهء سپهر مانند نمىرسيد از جرأت سرشار غازيان ظفر شعار در اندك زمانى نزديك به آن رسيد كه تزلزل در اركان ثبات و قرار آن راه يابد و قلعه‌دارش با كليد باب الابواب به دربار اقبال شتابد . مقارن آن پيرى بيك قاجار كه از جملهء هواخواهان دودمان كرامت و ارشاد و بر ساقهء لشكر ظفر شعار بود به ايلغار رسيده خبر رسانيد كه فوجى از لشكر تركمان به قصد محاربه و مقاتلهء سپاه ظفر پناه از آب گذشته به شروانشاه و سپاه شقاوت پناه وى ملحق شده‌اند . هنوز سخن در دهن وى بود كه متعاقب يكديگر خبر قرب ورود آن