محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى

686

خلد برين ( فارسى )

ملازمت در هر باب بدانچه مقرون به صلاح و رضاى آن جناب بوده باشد بر طبق عرض خواهد گذاشت . بعد از وصول رسول به مشهد معلى چون سلمان خان هنوز در آن مملكت استقامتى نيافته بود و لشكر و حشرى كه به كارى آيد نداشت و معدودى چند كه در سلك ملازمان وى درآمده بودند از هر جا و هر طايفه بودند و بر اقاويل كاذبهء مرشد قلى خان نيز وثوق و اعتماد نبود در جواب وى ابواب حيرت بر روى خود گشود و بعد از تفكر و تأمل بسيار قرار به آن داد كه كس به ولايت جام فرستاده در آن باب از راى رزين قارنجه اوغلى استمداد نمايد . اما پيشتر از آن كه دلنهاد اين انديشه گردد خبر ورود مرشد قلى خان به آن حدود رسيده كشتى انديشه‌اش در موج خيز موافقت و مخالفت ، دريائى گرديد . عاقبت به صوابديد سادات عظام و خدام عتبهء عرش مقام و ساير اكابر و اعيان مشهد معلى كه طاقت تعب و مشقت قلعه‌دارى نداشتند ابواب استقبال بر روى مرشد قلى خان گشود و به اتفاق اعاظم سادات و اكابر و اعيان و ارباب و اهالى آن بلدهء جنت نشان تا طرق طريق استقبال آن ميهمان فضول پيمود ، و مرشد قلى خان نيز از راه رعايت ادب و آداب درآمده چون سلمان خان به نزديك رسيد از مركب پياده گرديده انواع فروتنى و لوازم خادم مخدومى به تقديم رسانيد . و چون يكديگر را به تواضعات رسمى دريافتند همعنان و همركاب به جانب شهر شتافتند و مرشد قلى خان از گرد راه به قصد احراز شرف زيارت متوجه روضهء مقدسهء منورهء سدره مرتبه گرديده به ادراك آن سعادت مستعسد گرديد و بعد از دريافت آن موهبت به سببى كه خود بهتر مىدانست در آستان گردون شان رحل اقامت افكنده چند روز از آن روضهء خلد آسا بيرون نيامد ، و سلمان خان هر روزه از راه مهمان‌نوازى به روضهء مقدسه شتافته آن مهمان عزيز را به انواع تفقد و مهربانى در مىيافت و صبح و شام در انجام لوازم ميزبانى اهتمام تمام نموده ابواب تواضعات رسمى بر روى وى مىگشود ، و مرشد قلى خان نيز به چرب زبانى و چاپلوسى ،