محمد يوسف واله قزوينى اصفهانى
685
خلد برين ( فارسى )
شاه جنت مكان كه نوادهء عبد الله خان و بزرگزادهء طايفهء استاجلو و به شرف مصاهرت اين و الا دودمان سرافراز بود كرامت شد و شاهقلى سلطان قارنجه اوغلى كه از اعاظم آن طايفه و به اصابت رأى و تدبير زبانزد برنا و پير بود به حكومت ولايت جام و به منصب للگى خان مذكور سربلند و مقرر گرديد كه پيوسته در مشهد معلى كافل امور مذكور بوده در انتظام مهام دولت وى مساعى جميله به ظهور رساند . بعد از توجه موكب ظفر قرين به صوب صواب دار - السلطنهء قزوين چون مرشد قلى خان از عزل و نصب مرتضى قلى خان و سلمان خان خبردار گرديد از خرمى در پوست نگنجيد و ادراك سعادت زيارت آستانهء مقدسهء منورهء سدره مرتبهء عرش درجه را وسيله ساخته عنان عزيمت به صوب تسخير مشهد مقدس معلى معطوف گردانيد و قبل از ورود خود رسولى چرب زبان به خدمت سلطان خان فرستاده پيغام داد كه چون مدتى مديد بود كه به شئامت كلفت و عناد مرتضى قلى خان از احراز سعادت زيارت آستان ملايك آشيان امام همام عالى مقام محرومى روى نموده بود اكنون كه معاملات خراسان بر حكم خواهش دوستان فيصلپذير گرديده حكومت مشهد معلى به آن مخدوم و مخدومزادهء حقيقى رسيد ابواب ادراك اين سعادت به خاطر جمع بر روى دل خواهشمند گشوده گرديد و بنا بر آن كه آن جناب را در هر باب ملاذ و معاذ قديم كل طبقهء استاجلو مىداند مكنون خاطر اخلاص ذخاير آن است كه اطاعت و متابعتى كه تا غايت از راه صيانت نام و ناموس و حفظ عزت و اعتبار طبقهء استاجلو كه در زمان دولت اسماعيل ميرزا دست فرسود انواع حوادث شده بودند نسبت به عليقلى خان كه از ايل شاملو است به ظهور مىآمد بعد از اين نسبت به آن مخدوم و مخدومزاده به ظهور رسد و چنانچه ركاب او را از راه ضرورت به اكراه مىكشيديم امروز به خواهش دل و رغبت خاطر در ركاب آن جناب طريقهء چاكرى و خدمتكارى به تقديم رسانيده اين معنى را وسيلهء مفاخرت و مباهات خود شناسيم و چون زمان حرمان خدمت امتدادى نخواهد داشت بعد از ادراك شرف